| یکشنبه 31 شهریور 1398 | 12:50
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان باران ماه مرداد ویژه رمان ۹۸

دانلود رمان باران ماه مرداد

خلاصه:

گاهی با یک شروع ساده می‌توان پایانی خوش را به ارمغان آورد. حال می‌خواهد آن آغاز با یک تصمیم بزرگ یا کوچک باشد.
داستان درباره‌ی دختری‌ست که با توجه به علاقه و هدف مهم زندگیش، آشپزی، تصمیمی می‌گیرد که دورانی عجیب به زندگیش می‌دهد.
همان تصمیم او را وارد بازی‌هایی می‌کند؛ بازی‌های خطرناکی که رنگ و بوی حقیقت دارند.

نام رمان:

باران ماه مرداد (سرآشپز زندگی من)

نام نویسنده:

Zari dokht & gandom

ژانر:

عاشقانه، معمایی

مقدمه:
به خودم گفتم از زمین که گذشت
از هوایی شدن هراسی نیست
پیش بینی نکن چه خواهد شد
عشق مثل هواشناسی نیست
عشق، باران ماه مرداد است.

بخش‌های از رمان:

آقا مهدی آخرین ظرف میگو رو برداشت تا برای مشتری ببره.
همه در حال نظافت آشپزخونه بودن. مهتا و یاسی ظرف‌ها رو می‌شستن و مسعود فرها رو تمیز می‌کرد، علی و محسن هم گاز رو تمیز می‌کردن.
آقای توکلی، سرآشپز هم مشغول جمع کردن وسایلش بود.
می‌دونستم همه از اینکه اون می‌خواد از آشپزخونه بره ناراحت بودن اما دستاش جوابش کرده بودن. خودش می‌گفت دیگه وقت بازنشستگیم رسیده.
بچه‌ها همه تو لک بودن و کسی با کسی کاری نداشت. آشپزخونه برعکس همیشه تو سکوت کامل بود. تنها صدای بشقاب و قاشق می‌اومد.
تی رو گرفتم و مشغول تمیز کردن کف آشپزخونه شدم.
همیشه آرزو داشتم که آشپز خوب و معروفی بشم.
بعد از گرفتن لیسانسم در رشته‌ی حسابداری، علاقه‌ای به ادامه دادن درسم نداشتم و تصمیم گرفتم تا دنبال کار مورد علاقه‌ام باشم.
از وقتی 22 سالم بود در کنار درسم آشپزی رو دنبال کردم و کلاسای مختلف شرکت کردم تو اکثر این کلاسا تعریف رستوران آقای مولایی رو شنیده بودم و خیلی دوست داشتم اونجا مشغول به کار بشم.
به مامان و بابا گفتم که الا و بلا باید تو همین رستوران کار کنم. اونا هم که علاقه‌ی من رو به آشپزی می‌دونستن اجازه دادن که علاقه‌ام رو پیش بگیرم به هزار زور و زحمت تونستم بیام تو رستوران آقای مولایی که یکی از رستوران‌های معروف شمال بود، با غذاهای خارجی اونم نه به عنوان آشپز ولی خوب دستیارم بد نبود.
مشغول کارشدم. از اون زمان 6سال می‌گذره.
آقای توکلی 18 سال بود که تو این رستوران سرآشپز بود و تقریبا همه از رفتنش ناراحت بودن ولی حیف که دستاش دیگه یاری‌اش نمی‌کردن.
کارم که تموم شد از پله‌های کنار انباری آشپزخونه پایین رفتم.
یاسی و مهتا آماده منتظر من تو رختکن نشسته بودن.
سریع لباسام رو عوض کردم و با بچه‌ها به سالن رستوران رفتیم.
آقای توکلی می‌خواست ازمون خداحافظی کنه و به قول خودش ازمون حلالیت بطلبه. جمعیتی که در رستوران کار می‌کردن دور آقای توکلی جمع شده بودن و به آقای توکلی در سکوت و منتظر نگاه می‌کردن.
هر سه روی صندلی میز 4 نفره نشستیم و مثل بقیه به آقای توکلی که در سکوت به زمین خیره شده بود نگاه کردیم.

 

 

 

دانلود رمان های دیگر نویسنده رمان باران ماه مرداد:

دانلود رمان نانحس ویژه رمان ۹۸

دانلود رمان کوتاه ماهی ویژه رمان ۹۸

 رمان اسی قصاب عاشق می شود 

 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: باران ماه مرداد (سرآشپز زندگی من)
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: Zari dokht & gandom
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
لینک های دانلود
http://roman98.com/?p=5839
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
  • Amin : زیباست...
  • آینده ساز : عالی بود مرسی...
  • Ebrahim : عالی بود... دستتون درد نکنه...
  • maede : داستانی بود که وقتی خوندمش احساس کردم چقدر تشنه خوانش دوباره‌شم. احساس میکنم این...
  • Es_Shima : خواهش می‌کنم...
  • sSs : کتاب بسیار خوبی در زمینه ی افزایش شادی درونیه و توصیه میشه! مرسی از سایت خوبتون...
  • حبیب : مثل همیشه عالی قلم این نویسنده بسیار جذاب است...
  • maryam banooo : به نویسنده تبریک و خسته نباشید میگم عااااااااااااالی بود...
  • kamand : خیلی خیلی خوب بود یکی از بهترین رمان های مافیایی بود که خوندم...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.