| یکشنبه 31 شهریور 1398 | 12:44
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان سراب رد پای تو ویژه رمان 98

دانلود رمان سراب رد پای تو

خلاصه: 

لیلی برعکس دخترهای هم سن و سالش خلقیات کاملا مردانه دارد.

داستان، آینده او را به تصویر می‌کشد و مرتب به گذشته‌اش سر می‌زند تا خواننده را با مسیر زندگی او آشنا کند. مسیری پر رنج و بسیار عبرت آموز که لیلای قصه ما رابه قهقرا می‌کشد و بعد در مسیری قرار می‌دهد تا در این مسیر روحش صیقل بخورد. رازهایی را کشف می‌کند که این روح زخمی و عاصی را به جایگاه رفیع انسانیت برساند.

مقدمه:
تنهایی چون تبری تیز و برنده، روزی ریشه‌هایت را قطع خواهد کرد. روزی که حس کنی، تنها هستی. دردی را در رگ و پی‌ات لمس خواهی کرد که تا به خودت بیایی، تو را از پای خواهد انداخت.
آری دوست من! تنهایی چنان موریانه‌ای موذی، از درون خالی‌ات می‌کند تا به یک‌‌باره فروریزی!
پس آن روزی که هیچ کس کنارت نبود، هیچ گوشی محرم شنیدن حرف‌هایت نبود و هیچ دلی حوصله تنهایی‌هایت را نداشت، به سوی آسمان سر بلند کن و با تمام وجود بگو هنوز خدا هست!

***

 

قسمت‌هایی از رمان:
پک عمیقی به سیگارم زدم و نگاهی به ورق‌های پاسور که در دستم بود، انداختم. آن‌ها را بُر زدم و حسابی زیر و رو کردم. جلوی چشمان درشت و مشکی مشتری گرفتم و گفتم:
-یکی رو بِکِش!
وقتی می‌خوای برای کسی فال بگیری و توی این کار موفق باشی، باید سعی کنی که طرف مقابلت رو خوب برانداز کنی. اگر آدم‌شناس خوبی باشی. با یک نگاه عمیق به چهره فرد می‌تونی که بسیاری از خصوصیات روحی و روانی‌اش را دریابی و اینجاست که باید ضربه دوم رو بزنی. با گفتن این خصوصیات، فرد رو خود به خود مجبور می‌کنی تا با تو همراه بشه و اسرارش یکی یکی آشکار می‌شه. اون وقته که باید به اون شاخ و برگ بدی و همه موضوعات رو با آب و تاب به خوردش بدی.
نگاه عمیقی به صورت و علی‌الخصوص چشم‌هایش انداختم. دستان لرزانش آس خشت را بیرون می‌کشید. ورق را از او گرفتم و روی میز گذاشتم. با اشاره سر به او فهماندم تا ورق دیگری بکشد. هفت برگ که کامل شد، اون‌ها رو چیدم. چند لحظه، روی ورق‌هایی که کشیده بود، تمرکز کردم و بعد دوباره، به چهره‌ی دختر جوان خیره شدم. پرسیدم:
-خیلی دوستش داری؟
با صدای لرزان جواب داد:
-کی رو؟
این ترس و طفره از جواب صریح، خبر از آن می‌داد که در رابطه‌ای با شک و تردید به سر می‌برد. نگاهی گذرا به ورق‌ها انداختم و گفتم:
-پسر جوانی با قد بلند که توی اسم یا فامیلش، حرف الف داره.
گل از گُلش شکفت و با اشتیاق سر تکان داد. به هدف زده بودم‌؛ پس، حالا نوبت شاخ و برگ دادن موضوع بود.
-اگه دوستش داری، دو راه بیشتر نداری. یا احتیاط کن و مواظب اطراف باش یا اگر اهل صبر و تحمل نیستی، تمومش کن.
پُک آخر را به سیگار زدم و فیلترش رو در جاسیگاری کریستال کنار دستم له کردم. نگاهم به صفحه موبایل افتاد که مرتب خاموش و روشن می‌شد. آهو تنها کسی بود که هروقت تماس می‌گرفت، بی‌درنگ جواب می‌دادم. انگشتم رو روی صفحه کشیدم و جواب دادم:
-جانم مهربون من؟
-سلام، چه خبر؟ مشتری داریم؟
خندیدم و جواب دادم:
-شما نه؛ ولی، من همیشه یه مشتری دارم!
با خنده جواب داد:
-باز کی رو گذاشتی سر کار؟ داری فال می‌گیری؟
بلند خندیدم.
-کار خلق خدا رو راه می‌ندازم، جانم!
-پس یه نگاهی هم به ساعت بنداز! یک ربع دیگه بچه‌هات از مدرسه تعطیل می‌شن. نمی‌خوای بری دنبالشون؟!

 

دانلود رمان‌های پیشنهاده رمان سراب رد پای تو:

دانلود رمان پرتره ویژه رمان ۹۸

رمان جیغِ مُمتَد | Es_shima کاربر انجمن رمان 98

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: سرابِ ردِ پای تو
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: مریم علیخانی کاربر انجمن رمان 98
  • ویراستار: The unborn
  • تعداد صفحات: 375
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
http://roman98.com/?p=6422
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
  • Amin : زیباست...
  • آینده ساز : عالی بود مرسی...
  • Ebrahim : عالی بود... دستتون درد نکنه...
  • maede : داستانی بود که وقتی خوندمش احساس کردم چقدر تشنه خوانش دوباره‌شم. احساس میکنم این...
  • Es_Shima : خواهش می‌کنم...
  • sSs : کتاب بسیار خوبی در زمینه ی افزایش شادی درونیه و توصیه میشه! مرسی از سایت خوبتون...
  • حبیب : مثل همیشه عالی قلم این نویسنده بسیار جذاب است...
  • maryam banooo : به نویسنده تبریک و خسته نباشید میگم عااااااااااااالی بود...
  • kamand : خیلی خیلی خوب بود یکی از بهترین رمان های مافیایی بود که خوندم...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.