خلاصه:

رمان درباره‌ی یک ملکه است که اصلا لقب ملکه برازندش نیست! یه دختر عادی که می‌‌‌تونست مثل همه‌ی هم سن و سالاش به راحتی زندگی کنه; اما، انتقام یک مرد همه چیز زندگی اون رو عوض کرد. انتقامی که اگه نبود بانو دلسا نمی‌شد و…

قسمت‌هایی از رمان:

– باید حرف بزنیم.
ابروش رو بالا انداخت و گفت:
– باشه بیا بشین.
روی اولین مبل نشستم. نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم حالت خونسردیم رو حفظ کنم؛ هرچند که کار خیلی سختی بود. چشم‌هام رو به صورت پیرش دوختم و زمزمه کردم:
– اومدم که این بازی رو تموم کنم.
برخلاف تصورم از کوره در نرفت. عادی…بی‌هیچ حسی… زمزمه کرد:
– تموم کنی؟
– تمومش کنم.
منتظر نگاهم کرد. نفسم رو فوت کردم و گفتم:
– نمی‌خوام ملکه باشم، نمی‌خوام بلند پرواز باشم، نمی‌خوام حتی دلسا مشرقی، دختر خونده فرهاد مشرقی باشم.
به چشمام خیره شد و گفت:
– منظورت رو نمی‌فهمم
به چشماش خیره شدم. سیاه سیاه! زمزمه کردم:
– دیگه نیستم، دیگه توی این بازی نیستم! فرهاد، تو من رو می‌خوای تا فرامرز رو نابود کنی؛ اما من نمی‌تونم! خودت دیدی، نمی‌تونم. توی همه چیز خراب کاری می‌کنم.
– من می‌خوام تو جانشینم باشی دلسا.
به چشماش نگاه کردم و جواب دادم:
– من نمی‌تونم. بخوام هم نمی‌تونم؛ چون لیاقتش رو ندارم.
– تو می‌خواستی!
– اما حالا نمی‌خوام!
– چی شده دلسا؟ چرا یهویی نظرت عوض شد؟
– من وقتی این تصمیم رو گرفتم که شونزده سالم بود. از یه بچه شونزده ساله پر از عقده چی انتظار داری؟ من بلند پرواز بودم. دلم می‌خواست دیده بشم؛ ولی نه از جنبه منفی، از جنبه مثبت! من اشتباه کردم فرهاد‌!
پوزخندی زد و گفت:
– پنج سال تمام…دلسا پنج سال تمام روت کار کردم تا اینی بشی که الان رو به رومی؟! میگی نیستی؟
– آره؛ حالا میگم دیگه نیستم! چون توی این پنج سال نه تنها بهتر نشدم، بلکه بدتر شدم! من توی این پنج سال برای این آموزش دیده شدم که بتونم هرچی می‌خوام رو به دست بیارم؛ اما حالا دارم هرچی رو که دارم از دست میدم.
نفس عمیقی کشید و گفت:
– برو؛ ولی وقتی یه جایی گیر کردی پیش من نیا! نیا تا باقی چیزهات رو از دست ندی؛ البته اگه چیزی مونده باشه!
به سمت در رفتم که گفت:
– به خاطر تمام فداکاریات اون خونه رو بهت میدم.
لبخندی زدم. فرهاد؛ عجیب‌ترین مرد زندگی من!
***
​ 
..

پیش گفتار:​
با سلام، یه توضیح کوتاهی نیازه که در مورد این رمان بدم. 
رمان ملکه مافیا، ۳۰ دی ۹۵ منتشر شد و من بعد از انتشار، متوجه مشکلات کوچیکی در رمان شدم که خیلی در جلد دوم تاثیر می ذاشت. 
برای همین رمان به طور کامل ویرایش شد؛ ایده ی اصلی همون ایده ی سابقه اما با توضیحات و توصیفات بیشتر. 
اگه مایل هستید که رمان رو بخونید، بهتون پیشنهاد می کنم که در همین جا همراه من باشید. 
با تشکر، DENIRA

شناسنامه رمان

نام کتاب: ملکه مافیا

نویسنده: DENIRA

ژانر: اجتماعی، عاشقانه، پلیسی، معمایی

نوع کتاب: رمان

منبع: رمان 98

این رمان جلد اول است. جلد دوم (استراتژی تلخ) را از سایت دانلود کنید.

بخش دانلود

لینک بخش دانلود جلد دوم:

به زودی...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *