| پنج شنبه 31 مرداد 1398 | 01:53
رمان ۹۸
انجمن رمان نویسان ایرانی
رمان 98
رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
دانلود رمان لیانا ویژه رمان ۹۸

نام کتاب:

لیانا

نویسنده:

Zahra bagheri

ژانر:

تخیلی، فانتزی، عاشقانه

نوع کتاب:

رمان

خلاصه:

 لیانا توسط ملکه‌ی سرزمینش، به عنوان جانشینش انتخاب می‌شود.

او برگزیده می‌شود تا با درخشش و پاکی‌اش ناجی سرزمینش باشد؛ اما، غافل از آن‌که او با پذیرفتن آن عنوان، بذر کینه را در دل شخصی می‌کارد که فرمانروایی را حقی می‌داند که از او سلب شده است.



برای دانلود فایل پی دی اف رمان برای لینک زیر کلیک کنید:

رمان لیانا اثر زهرا باقری کاربر انجمن رمان ۹۸

دانلود رمان خیزش تاریکی (شکارچی)

نام رمان:

خیزش تاریکی (شکارچی)

نام نویسنده:

شیما اسماعیلی (Es_shima)

ژانر:

تخیلی، فانتزی، ترسناک

خلاصه داستان:

شکار یا شکارچی؟ کشته می‌شوی یا می‌کشی؟ آیا کسی از تاریکی و سرنوشتش راه فراری می‌یابد؟ صدای زوزه‌ی بلندی، ترس و لرز را به همراهش می‌آورد. خیزش تاریکی در راه است…

سخنی با خواننده:

بخش‌های آغازین رمان شامل چند ماموریت جدا از هم در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت هست که برای آشنایی بیشتر مخاطب با روحیات و رفتار شخصیت اصلی داستان و موجودات ماورالطبیعی‌ست.‌پس لطفاً شکبیا باشید تا داستان به ثبات خودش برسد و ماجرای اصلی شروع شود. داستان دارای دو فصل کلی و تقریباً متفاوت است. فصل اول شکارچی و فصل دوم تاریکی است.

قسمت‌هایی از رمان:

رحم و گذشت، اشتباهی‌‌ست که سعی می‌کنم انجامش‌ ندهم! هر چه قدر بیش‌تر مهربانی‌ کنی پروتر می‌شوند و این ازخودگذشتگی‌ تو را حماقت یا وظیفه‌ات می‌دانند!

قانون اول: یه شکارچی قلب نداره!

قانون دوم: یا بکش یا کشته می‌شی!

و قانون سوم: یه هیولا همیشه هیولا می‌مونه…

☆☆☆☆☆

برای اولین بار، در زندگی‌ام دارم می‌ترسم. من، من دارم از خودم می‌ترسم!

☆☆☆☆☆

-من باید برای چی آماده باشم؟

آب دهانش را خورد و به ترسی نگاه کرد. سپس دوباره چشمان نافذش را به من دوخت و گفت:

-برای سرنوشتت…

☆☆☆☆☆

در چشم‌هایم برق خاصی دیدم. گریه نمی‌کنم. اما، این چشم‌ها برق خاصی‌ دارد. انگار دنیایی از معماهای حل نشده‌، پشت این چشم‌ها مخفی شده است و تنها منتظر کشف شدن است… از خودم خسته‌ام!

☆☆☆☆☆

تیا، آرام باش. تو برای این کارها آموزش دیده‌ای.

گریه‌ام بند نیامد. برای گم کردن مکان و زمان، برای دیوانگی که آموزش ندیده‌ام!

☆☆☆☆☆

اسلحه‌ را به سمت قلبش گرفتم.

لبخند تلخی زد و به چشم‌هایم نگاه کرد‌. آماده‌ی شکلیک شدم. یک هیولا هم که کم شود یکی است! فرقی ندارد او دوستم باشد یا نه، هیولا همیشه هیولا می‌ماند.

 

 

برای دانلود رمان بر روی لینک‌ زیر کلیک کنید:

فایل پی دی اف رمان خیزش تاریکی (شکارچی)

  • 198 روز پيش
  • Es_Shima
  • 1,300 بازدید
  • 4 نظر
دانلود رمان سرزمین ناشناخته

نام رمان: 

سرزمین ناشناخته

نام نویسنده: ℳelissa
ژانر: تخیلی، طنز، عاشقانه

ناظر: @Nirvana

خلاصه:

داستان در مورد دو شخص در دو نقطه متفاوت زمین میگه که هر دو در یک روز وارد یک سرزمین دیگه می‌شوند ولی دو قسمت متفاوت یکی در روشنایی و یکی در تاریکی و با این اتفاق زندگیشون کاملا عوض میشه و…

 

برای خواندن رمان روی این متن کلیک کنید!

دانلود رمان جهنم تو را می‌خواهد

جهنم تو را می‌خواهد

نویسنده: es_shima

ژانر: تخیلی، اجتماعی، طنز

خلاصه:
به دلیلی نا معلوم شکافی بین دنیای ما و جهنم ایجاد شده و راه، در ساعاتی خاص، باز است…

 

 

برای خواندن رمان، روی این متن کلیک کنید!

  • 335 روز پيش
  • Es_Shima
  • 1,338 بازدید
  • 2 نظر
دانلود رمان کریستال‌ها

نام: کریستال ها
نام نویسنده: ℳelissa
ژانر: تخیلی، فانتزی

تایید کننده: @^moon shadow^
ناظر: @Setayesh R

خلاصه:

داستان در مورد دختریه که برای نجات سرزمینش از دست سه جادوگر به نام های ( لولییا، لولیکا و لولیلا) تصمیم میگیره تا پنج کریستال افسانه ای رو پیدا کنه و در این راه چهار دوست پیدا می کنه که…

برای خواندن این رمان کلیک کنید!

  • 335 روز پيش
  • Es_Shima
  • 2,174 بازدید
  • یک نظر
دانلود رمان حلقه‌ی جادویی

 

نام: حلقه جادویی (جلد اول)Magic Ring
نویسنده: س.زارعپور

تایید کننده: @^moon shadow^
ناظر رمان : @Z.r
ژانر: تخیلی-فانتزی-ماجراجویی
خلاصه:
جنگ نزدیک بود؛ کنار گوشمون نفس می کشید و هیچکس متوجهش نمی شد.
مردم بی گناه تاوان پس دادن ، تاوان گناهی که مرتکب نشده بودن. امیدها رفت، زندگی ها نابود شد و ویرانه ها کنار هم قرار گرفتن و دشمن ها قوی تر و ترسناک تر شدن. اگر ویرانه می موندم باید محکوم می شدم به تباهی، گرچه تعداد زیادی باورم نکردن اما من دوباره جنگی رو برپا می کردم…بزرگتر و هولناک تر از تصورشون. گرچه تمام انتظاراتم از تنها سلاحم اونطوری نبود که می خواستم، گرچه رازهای زیادی پشت خودش داشت و گاهی ما رو به ورطه ی نابودی برد اما نفس های جنگ رو داغ تر کردیم و این بار…ما بودیم که به جاش نفس می کشیدیم!

 

 

برای خواندن این رمان زیبا کلیک کنید!

تبلیغات
محل تبلیغات شما
آخرین نظرات
  • رمان : عالی بود ممنون مدیر عزیز خسته نباشی...
  • Faeshad : رمان های جلبی داره...
  • Es_Shima : چه کتاب خوب و جذابی بود مرسی که گذاشتینش با اینکه دو تا شعر ناقص و ضعیف بیشتر ند...
  • ح.آ : چه کتاب خوب و جذابی بود مرسی که گذاشتینش با اینکه دو تا شعر ناقص و ضعیف بیشتر ند...
  • دانلود رمان : الان رمان٩٨ رو دیدم! باحال کار شده. جالب بود واسم موفق باشی...
  • Habib : قطعا یکی از بهترین رمان های انجمن، این رمانه...
  • Shiva : عالی بود...
  • Es_Shima : سلام!من به نشانه ی اعتراض مجبور شدم بیام اینجا و نظر بدن! من نزدیک چند هفتس ثبت...
  • Miss.hna : سلام!من به نشانه ی اعتراض مجبور شدم بیام اینجا و نظر بدن! من نزدیک چند هفتس ثبت...
  • الهام : عالی بود خسته نباشید به نویسنده عزیز⚘...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.