| پنج شنبه 31 مرداد 1398 | 01:50
رمان ۹۸
انجمن رمان نویسان ایرانی
رمان 98
رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
دانلود رمان خواهر شوهر ویژه رمان ۹۸

خلاصه:

 داستان ما راجب دو نفره.
دو نفر که با تمام قدرتشون سعی دارند دو نفر دیگه با هم ازدواج نکنند.

یک خواهر شوهر بدجنس و یک برادر زن حیله‌گر، اما دو تاشون در حد مرگ تخس و شیطونند. این دو تا سعی می‌کنند خواهر و برادرشون ازدواج نکنند. چه آتیش‌هایی که نمی‌سوزونند. البته، بگم که این دو تا در حد مرگ زبون درازند. اما، در حین تمام نقشه‌هایی که کشیدن، اتفاقی می‌افته که باعث می‌شه مسیر زندگیشون تغییر کنه و…

*انجمن رمان ۹۸ محتوای این رمان را برای افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمی‌کند!

دانلود رمان سرنوشت مرا بازی داد ویژه رمان ۹۸

نام کتاب:

سرنوشت مرا بازیداد

  • 80 روز پيش
  • Es_Shima
  • 462 بازدید
  • 2 نظر
دانلود رمان خیزش تاریکی (شکارچی)

نام رمان:

خیزش تاریکی (شکارچی)

نام نویسنده:

شیما اسماعیلی (Es_shima)

ژانر:

تخیلی، فانتزی، ترسناک

خلاصه داستان:

شکار یا شکارچی؟ کشته می‌شوی یا می‌کشی؟ آیا کسی از تاریکی و سرنوشتش راه فراری می‌یابد؟ صدای زوزه‌ی بلندی، ترس و لرز را به همراهش می‌آورد. خیزش تاریکی در راه است…

سخنی با خواننده:

بخش‌های آغازین رمان شامل چند ماموریت جدا از هم در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت هست که برای آشنایی بیشتر مخاطب با روحیات و رفتار شخصیت اصلی داستان و موجودات ماورالطبیعی‌ست.‌پس لطفاً شکبیا باشید تا داستان به ثبات خودش برسد و ماجرای اصلی شروع شود. داستان دارای دو فصل کلی و تقریباً متفاوت است. فصل اول شکارچی و فصل دوم تاریکی است.

قسمت‌هایی از رمان:

رحم و گذشت، اشتباهی‌‌ست که سعی می‌کنم انجامش‌ ندهم! هر چه قدر بیش‌تر مهربانی‌ کنی پروتر می‌شوند و این ازخودگذشتگی‌ تو را حماقت یا وظیفه‌ات می‌دانند!

قانون اول: یه شکارچی قلب نداره!

قانون دوم: یا بکش یا کشته می‌شی!

و قانون سوم: یه هیولا همیشه هیولا می‌مونه…

☆☆☆☆☆

برای اولین بار، در زندگی‌ام دارم می‌ترسم. من، من دارم از خودم می‌ترسم!

☆☆☆☆☆

-من باید برای چی آماده باشم؟

آب دهانش را خورد و به ترسی نگاه کرد. سپس دوباره چشمان نافذش را به من دوخت و گفت:

-برای سرنوشتت…

☆☆☆☆☆

در چشم‌هایم برق خاصی دیدم. گریه نمی‌کنم. اما، این چشم‌ها برق خاصی‌ دارد. انگار دنیایی از معماهای حل نشده‌، پشت این چشم‌ها مخفی شده است و تنها منتظر کشف شدن است… از خودم خسته‌ام!

☆☆☆☆☆

تیا، آرام باش. تو برای این کارها آموزش دیده‌ای.

گریه‌ام بند نیامد. برای گم کردن مکان و زمان، برای دیوانگی که آموزش ندیده‌ام!

☆☆☆☆☆

اسلحه‌ را به سمت قلبش گرفتم.

لبخند تلخی زد و به چشم‌هایم نگاه کرد‌. آماده‌ی شکلیک شدم. یک هیولا هم که کم شود یکی است! فرقی ندارد او دوستم باشد یا نه، هیولا همیشه هیولا می‌ماند.

 

 

برای دانلود رمان بر روی لینک‌ زیر کلیک کنید:

فایل پی دی اف رمان خیزش تاریکی (شکارچی)

  • 198 روز پيش
  • Es_Shima
  • 1,300 بازدید
  • 4 نظر
تبلیغات
محل تبلیغات شما
آخرین نظرات
  • رمان : عالی بود ممنون مدیر عزیز خسته نباشی...
  • Faeshad : رمان های جلبی داره...
  • Es_Shima : چه کتاب خوب و جذابی بود مرسی که گذاشتینش با اینکه دو تا شعر ناقص و ضعیف بیشتر ند...
  • ح.آ : چه کتاب خوب و جذابی بود مرسی که گذاشتینش با اینکه دو تا شعر ناقص و ضعیف بیشتر ند...
  • دانلود رمان : الان رمان٩٨ رو دیدم! باحال کار شده. جالب بود واسم موفق باشی...
  • Habib : قطعا یکی از بهترین رمان های انجمن، این رمانه...
  • Shiva : عالی بود...
  • Es_Shima : سلام!من به نشانه ی اعتراض مجبور شدم بیام اینجا و نظر بدن! من نزدیک چند هفتس ثبت...
  • Miss.hna : سلام!من به نشانه ی اعتراض مجبور شدم بیام اینجا و نظر بدن! من نزدیک چند هفتس ثبت...
  • الهام : عالی بود خسته نباشید به نویسنده عزیز⚘...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.