| شنبه 16 فروردین 1399 | 04:00
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود داستان کوتاه شاه بابا ویژه رمان ۹۸

دانلود  داستان کوتاه شاه بابا ویژه رمان ۹۸

خلاصه:

این داستان کوتاه در خصوص خاطراتی هست که من از کودکی تا به این سن، از پدر بزرگم که چند ماه پیش عمرش رو داد به شما نوشتم.
پیر مردی که از داشتن، فهم و شعور زبان زد بود.
البته نوه‌اش که من باشم، خیلی سعی می‌کردم مثل اون باشم، اما نمی‌شد.
پس بشنو از وی…

 

مقدمه:

شـــآه بابــآیم

«نگاهت پر معنا بود
سخنت پر بها بود
رفتارت گنج تجربه‌ها بود
اگر بودی، می‌گفتی برایم حکم‌رانی نکن
زیرا که من سلطنتی افراشته‌ام
اگر که بودی…
می‌گفتی خودت را با ارزش بدان، با هر اشتباهی نلرز و جبران کن
اما حالا که نیستی
عمه‌ام جانشینت شده
با یک تفاوت که او زخم زبان می‎‌زند
تو دُرِّ کلام می‌گفتی.»

قسمت‌هایی از رمان:

یادم میاد وقتی من و داداشم بچه بودیم، پدر بزرگم خیلی دوستمون داشت.
از کارهایی که می‌کردیم تعریف می‌کرد.
همیشه پشت ما بود و هیچ‌ وقت از گل نازک‌تر به ما چیزی نمی‌گفت.
خیلی آروم بود. بزرگ خاندان بودنش به ابهت زیادش اضافه می‌کرد.
اما این آرومی و از گل نازک‌تر نگفتن، توی یک روز تبدیل به از گل نازک‌تر گفتن و نا آرومی شد!
من و داداشم جلوی تلویزیون رنگی کوچولویی که داشت جومونگ رو می‌داد نشسته بودیم و همین طور که نگاه می‌کردیم،
از توی قابلمه بزرگی که توش برنج بود و ما اون و به دو قسمت تقسیم کرده بودیم هم می‌خوردیم.
این تقسیم غذا چیزی بود که باید بهش پا قرص می کردیم.
یعنی باید باید بهش عمل می کردیم.
من مواظب بودم تا داداشم از خط وسط با قاشقش این طرف نیاد و داداشمم همین کار رو می‌کرد.
اگه یه دونه برنج هم به سمت من می‌اومد جزعی از میراث غذاییم به حساب می‌اومد و قابل برگشت نبود.
من عاشق جومونگ بودم و وقتی نگاهش می‌کردم، فقط با چشم‌هام نگاه نمی‌کردم،
پای گوش و دهن و دماغ و غیره هم وسط بود.
اصلا حواسم به غذام و داداشم که درحال قاچاق برنج از زمین من به زمین خودش بود هم نشدم.
وقتی تموم شد سر برگردوندم که بقیه غذام و بخورم، دیدم نیست!
از یقه داداشم گرفتم و شیش پنج تا چک زدم تو صورتش.
هرچند ازم بزرگ بود اما قدرتم ازش بیشتر بود.
شروع کرد به گریه کردن.
حاج بابام روی تشک کنار بخاری نشسته بود و نگاهمون می‌کرد.
بعد این که داداشم گریه کرد، رفت دراز کشید و پتو رو هم به روی خودش کشید.
حاج بابام هی نازش رو می‌کشید و وعده و رشوه‌های قلنبه سلمبه مثلا:
_ بیا بغل آقاجون ببینم. وایسا الان پا می‌شم می‌زنمش حالش جا بیاد.
_ گریه نکن بچه گلم… بیا بهت پول میدم به اون نمیدم.


 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی دانلود داستان کوتاه شاه بابا ویژه رمان ۹۸:

رمان هجده قرن گذشت! | Nirvana کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان جهنم تو را می‌ خواهد

رمان سفید تر از سفید | ویس.ا کاربر انجمن رمان۹۸

 

انجمن رمان۹۸ حامی نویسندگان خوش ذوق ایرانی‌ است. برای دنبال کردن رمان‌ها، حمایت از نویسندگان و تایپ و نشر آثار خودتان به انجمن ما بپیوندید.

نظر شما در مورد دانلود این رمان چیست؟

نظرهای خود را با ما در میان بگذارید.

رمز فایل: www.roman98.com

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شـــآه بـآبـآ
  • نوع کتاب: داستان کوتاه
  • ژانر: طنز
  • نویسنده: نَوِه بـویـوکـ بـآبـآ کاربر انجمن رمان 98
  • ویراستار: ~Mahdieh~
  • طراح کاور: gandom
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
https://roman98.com/?p=6926
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
محل تبلیغات شما
ورود کاربران
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
درباره سایت
رمان 98
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • سینا : خيلی خیلی ممنونم که این زمان رو رایگان گذاشتید. خصوصا در این ایام کرونا و بیماری...
  • مرضیه : زیبا و ساده! از خواندنش لذت بردم...
  • رحیم : سلام رمان بسیار خواندنی و خوانی رو نوشتید خانم نگار واقعا دست شما درد نکنه منی ک...
  • Vita : جالب بود...
  • Es_Shima : نیستش جایی دوست عزیز...
  • Nafas : فصل دوم رویای شنی رو کجا میتونم پیدا کنمممم؟...
  • Es_Shima : برای خواندن ادامه باید عضو بشید! عضویت خیلی ساده هست و اموزشش هست. درست فرم رو پ...
  • ستایش : چرا وقتی من میخوام ثبت نام کنم قبول نمی کنه و این ک من رمان رو تا پست ۳۶ خوندم و...
  • بهزاد : رمان بسیار عالیی...
  • بهزاد : رمان عالییه...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.