| چهارشنبه 7 خرداد 1399 | 03:58
رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان زلزله مخرب نوشته راز.س (shahtut)

دانلود رمان زلزله مخرب

خلاصه:

به امیر فروتن یکی از افسران سرشناس پلیس ماموریتی داده می‌شه.

اون مسئوله  تا شخصی که بعد از سال ها به ایران بر میگرده رو کنترل کنه و بفهمه دلیل برگشتش چی بوده.

در این بین افرادش رو هم درگیر این قضیه میکنه تا اینکه…

که هستی؟!

که زندگی مرا به قضاوت نشسته ای

میدانم بی نقص نیستم

و آنقدر زندگی نخواهم کرد که بتوانم باشم

اما

پیش از آنکه انگشتانت را

به اتهامی بسوی من نشانه بگیری

ببین دستهایت چقدر آلوده اند !

قسمت‌هایی از رمان:

زنگ در و به صدا در اوردم . لحظه ای بعد در کهنه چوبی باز شد و قامت بلندی در برابرم ظاهر شد. قدم جلو گذاشتم :

-می تونم بیام تو عنکبوت ؟

ابروهاش و بالا کشید :

_شما ؟

-پیوند

-نگفته بودی به این زودی میای

-حالا که اومدم . می تونم بیام تو ؟

از جلوی در کنار رفت . سر خم کردم و از در تخته ای کوچک گذاشتم و تقریبا پایین پریدم تا بتونم تو راه رو باریک پیش روم قدم بزارم .

در و پشت سرم بست : واسه چی اومدی ؟

-اومدم ببینمش

-پول اوردی ؟

-وقتی پول بیارم می برمش

-پس نمی تونی ببینیش .

به طرفش برگشتم . هنوزم جلوی در ایستاده بود . برگشتم و همونطور که به طرف روشنایی پیش روم می رفتم گفتم :

_نکنه فکر کردی ندیده اون پول و میزارم جلوت ؟

-نه … وقتی پول بیاری می تونی ببینیش و اخیتیار داری بخریش یا نخریش …

دنبالم اومد . وارد حیاط کوچیکی شدم که باغچه ی کوچیکی به اندازه چهار کاشی وسطش بود و درخت بزرگ گیلاس کل حیاط و توی سایه برده بود .

-می خوام ببینمش …

-دیدنش چه فرقی به حال تو می کنه ؟ هر وقت خواستی بخری می بینیش

-فکر کردی من اونقدر دیوونه شدم که از اون سر دنیا تا اینجا بیام و نخرمش ؟

-من نمی دونم …

به طرفش برگشتم . کاملا پشت سرم ایستاده بود . قد بلند و خوش هیکل بود . چند سانتی بلند تر از من به نظر میومد . کاملا تو چشمای خاکستریش خیره شدم . کم کم لبخندی روی لبش اومد :

-چشمات رنگ عوض کرده

لبخند زدم :

-چه رنگی شده ؟

فاصله چند سانتی بینمون و کمتر کرد :

-طوسی

-به رنگ چشمای تو ؟

-چشمای تو قشنگ تره .

-مطمئن نیستم

-فکر می کردم پسر باشی

-اشتباه فکر کردی

-واسه یه دختر هم خیلی خوشگلی

دندونام و به نمایش گذاشتم :

-می دونم .

نگاهش و روی صورتم چرخوند :

-چرا دنبالشِی ؟

-تو چی فکر می کنی ؟

-بلند پروازی

-خیلی

-قدرت طلب هم هستی

-دقیقا

-نمی تونی باهاش حکومت کنی

-نمی خوام حکومت کنم

-پس به چه دردت می خوره ؟

-تو بهم بگو سی میلیارد به چه درد تو می خوره ؟

-باهاش می تونم زندگی کنم . تا اخر عمر راحت باشم و از زندگیم لذت ببرم .

دستش و بلند کرد و روی بازوم گذاشت . حرکتی نکردم . نباید نشون میدادم از این کارش متنفر هستم :

-از زندگیم استفاده کنم.

-برخلاف من تو اصلا بلند پرواز نیستی

-فکر نمی کنی داشتن همین سی میلیارد بلند پروازی باشه ؟

بدون اینکه نگاهم و از چشماش بگیرم سرم و بالا انداختم :

-نه

ابروهاش بالا رفت :

-چرا ؟

لبخند شیرینی که کمتر از من دیده میشد مهمونش کردم : چون به همین سی میلیارد قناعت میکنی

-تو نمی کنی ؟

-من بیشتر از اینا می خوام

-پس چرا واسه دادنش این همه خودت و اذیت می کنی ؟ نکنه قصد خرید نداری ؟

-مطمئن باش اون مال منه . چه تو بخوای چه نخوای

دست دیگه اش هم روی بازوم قرار گرفت و از زمین کندم و جلوتر کشید :

-من نخوام نمی تونی داشته باشیش

-اشتباهت اینجاست . من هر چی بخوام به دست میارم

سرش و نزدیک تر اورد :

-اینجا من پر زور تر هستم .

دستم و بلند کردم و انگشت اشاره ام و روی بینیش گذاشتم و به عقب هل دادم :

-اینقدر به مرد بودنت اعتماد نداشته باش

زبونش و روی لبهاش حرکت داد . انگار خشک شده بودن … دوباره بهم نزدیک شد . نزدیک و نزدیک تر . سرش چند میلی با صورتم فاصله داشت که عقب کشید :

-دنبالم بیا !

با ارامش پشت میز نشستم :

-نمی دونم چطوری از حضور من اینجا باخبر شدن .

سر بلند کرد و گفت :

-خبر حضور شما قبل از ورودتون می رسه

-واین به ضرر منه

-مثل همیشه ، امشب همه چیز اماده هست

-با چند نفر برین دنبالشون با خودتون بیارینش . وقتی از فرودگاه حرکت کردی با من تماس بگیر خودم و می رسونم .

فرزین سر تکون داد :

-هر چی دستور بدین همونطور عمل می کنم

-مواظب باش کسی نباید بهمون شک کنه

-چشم خانم

خودم و جلوتر کشیدم و دستام و توی هم قلاب کردم :

-فرزین من اخر این هفته باید از کشور خارج بشم . برام یه شناسنامه و پاسپورت پیدا کن

-با چه اسمی خانم ؟

-یکی به اسم سمیرا فروزش و اون یکی به اسم فرزاد فروزش

فرزین خودش و جلو کشید :

-کسی همراهتون میاد ؟

-اره . عکسا رو واست میارم … دو روز قبل از رفتن عکسا رو تحویل میدم

-بله خانم . می فهمم ، چه ارتباطی باید با هم داشته باشن ؟

تو چشمای مشکیش خیره شدم :

-زن و شوهر هستن.

 

دانلود رمان های پیشنهادی رمان زلزله مخرب:

دانلود رمان ویروس مجهول

رمان صعود ممنوع، سقوط آزاد (جلد دوم این گروه خشن) 

دانلود رمان زلزله مخرب

۷+
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: زلزله مخرب
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: پلیسی، معمایی، عاشقانه
  • نویسنده: راز. س (shahtut)
  • ویراستار: Es_shima
  • تعداد صفحات: 429
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
لینک های دانلود
  • 255 روز پيش
  • Es_Shima
  • 1,828 بازدید
  • ۳ نظر
https://roman98.com/?p=6506
لینک کوتاه مطلب:
درباره Es_Shima
شیما اسماعیلی نویسنده، شاعر، منتقد حرفه‌ای و معاونت کل سایت رمان ۹۸! علاقه‌مند به برنامه نویسی، کتاب، فلسفه و...
نظرات این مطلب
  • آینده ساز
    دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۹:۵۸

    عالی بود مرسی

    ۲+
  • Amin
    دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۰:۴۳

    زیباست

    ۱+
  • هما پور
    دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۱:۴۴

    عالیه ممنون از مدیر عزیز

    ۳+

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
محل تبلیغات شما
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
امکانات سایت
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • Es_Shima : دوباره امتحان کنید. لینک های دانلود بررسی شده و کاملا سالم هستند...
  • محیا : خیلی عالی بود (:...
  • آیدا رستمی : ممنونم برای همراهیتون امیدوارم رمان‌های دیگه‌ام از جمله مجبوری با من بمانی که در...
  • helia : خسته نباشید من این رمانو در حال تایپ خوندم خیلی خوب بود😍...
  • روژین : چرا نمی شه دانلود ش کرد؟...
  • ... : خیلی خوبه، مرسی از نویسنده...
  • helia : خیلی خوب بود😍...
  • PAr : براووووو دختر عالی نوشتیییی باخوندنش غرق توش میشدممم نویسنده کوچک اما باقلمی بزر...
  • Es_Shima : لینک‌های دانلود حذف شدند...
  • محدثه فارسی : سلام عزیزم کلا این رمان رو پاک کردیم و ایده جدیدی داریم روش ممنون میشم حذفش کنی...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.