| جمعه 22 آذر 1398 | 12:36
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان عشق پاییزی

دانلود رمان عشق پاییزی

خلاصه:

داستان درباره دختری به نام نگین است.

نگین چندین سال است که با مزاحمت های مزاحمی سمج کنار می آید ولی…

 

 

بخش‌هایی از داستان:


روز اول مدرسه بود. مثل همیشه کار و بار سرویس مدارس به هم ریخته بود. مجبور بودم پیاده به خانه برم.

خانه حدودا سه خیابان اون طرف‌تر بود اما مامان من رو لوس کرده بود. هرچی باشه من بچه‌ی آخری هستم و دختر …
تو فامیل ما هم به جز من دختری نبود…

ازمدرسه خارج شدم.

به نظرم معلم دین و زندگی خوبی داشتیم . این قدر دین، دین، کرد که همه سر درد گرفتیم. مخصوصا من که دیشب برای فکرکردن به خواستگار تا صبح نخوابیده بودم ….

اخه یه دختر سوم دبیرستان چی از زندگی میدونه ….

اه اینم زندگیه، هر روز مریم دوستم میره خونه مادربزرگش وگرنه این قدر حرف می زدیم که من افسرده نباشم…

قدم می زدم وسنگ فرش ها رو متر می کردم که مانعی سر راهم دیدم…

من هم دلم از تمام پسر ها پربود و با تجربه بودم.

ادم بدی نبودم. فقط کمی بی ادب و پررو بودم.

سرم رو بلند کردم و گفتم:

_باز که این طرفا افتابی شدی؟
پسر: سلام رو که خوردی. مزاحم مزاحمه . یا شماره رو بردار یا همین دنیا قیامت درست می کنم!
-وای… وای… ترسیدم اقای مزاحم دختر زیاده. منم لجبازم! هر روز اومدی گفتم نه بازم میگم نه. چون التماس کردنت رو دوست دارم قیامت گر!
پسر: اماتو فرق داری. خوب یکی بگو مثل خودت من میرم.
-اِممم… خب مامان جونت. برو گم شو پسره ی بی کار اون از پارسالت جلوی دم مدرسه چادر زدی تا امداد من باشی…
پسر: دیدی که به خاطرت تو کلاس موسیقی اومدم. درضمن مانتوی نفتی چی بود! امسال با این سرمه ای ترکوندی ها!
-تو هم مثل ندید پدیدا میمونی. یارو من که میدونم روزی صد تا دختر رو دور انگشتت می چرخونی پس گورتو گم کن. در ضمن کلاس شنا نیومدی!
پسر: یا با زور سوار ماشین میشی یا حسابت رو می رسم. بابا دو کلام حرف حساب دارم بعد برو. فقط… کلاس شنا رو هم اومدم یادت نیست . حتی شیرجه روخودت یادم دادی!
با سرعت از مقابلش دور شدم که کیفم رو کشید و در عوض یک فحش ابدار خورد.

حقش بود مزاحمی سمج تراز این ندیده بودم…

ساعت 2 بعد ازظهر بود خیابان هم خلوت. پسر از دیدگانم خارج شد و ماشینی توقف کرد که مزاحمی دیگر بود که پیاده شد. پسر پررو استینم را گرفته بود و ول نمی کرد .
حتم داشتم دستشون تو یه کاسه باشه. مزاحم سمج به موقع برگشت و با سیلی و کتک کاری دستم رو گرفت…

اولین رابطه ی فیزیکی من با یه پسر غریبه بود. البته یک سالی بود شناخته بودمش… پسری زیبا، جذاب، پول دار و شوخ کمی تا قسمتی بی ادب… اسمش رو هم چند باری شنیدم اما هیچ وقت به زبان نیاوردم. داد زدم:

_سامان دستمو ول کن خودم میام….
احساس کردم قند تو دلش اب شد. به اجبار تو ماشین سامان نشستم. اصرار می کرد جلو بشینم. آخرم حرف خودش شد. جلو نشستم که گفت:

_همیشه من رو به چشم یه مزاحم می بینی. فکر کردی من ادم بدی هستم. نازنین رو میشناسی هم دوست منه هم دوست خودت. حالا فهمیدی چه طوری استخر اومدم
با خنده ای گفتم:

_افرین! تو که با نازنین دوستی دست از سرکچل ما بردار.
سامان: کجا کچلی با اون موی لَخت و روشن… من خیلی از پرروها خوشم میاد نگین…..

 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان عشق پاییزی:

 رمان سکوت یک قلب | توران زارعی قنواتی کاربر انجمن رمان98

دانلود رمان عروس مرده

 رمان چهار ناجی | مهدیه زمانی کاربر انجمن رمان ۹۸

 

 

 

نظر شما در مورد دانلود رمان عشق پاییزی چیست؟

رمز فایل: www.roman98.com

 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رمان عشق پاییزی
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: مهتاب88871
  • منبع تایپ: نودهشتیا
https://roman98.com/?p=6775
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.