| جمعه 20 تیر 1399 | 02:49
رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان قدیسه ی نجس

دانلود رمان قدیسه ی نجس

خلاصه:

دختری که پدر و مادرش رو نمی شناسه.

اون باید تنهایی با جامعه ای که به اون انگ دختر خراب زدن مبارزه کنه…

اون باید زنده و پاک بمونه!

 

 

 

مقدمه:


اینجا خبری از موهای طلایی و چشمای رنگی نیست…

خبری از هیکل بی نقص و خبری از ویلای شمال و خبری از مامان بابای مهربون نیست…

خیلی از عشقا دروغی ان… ولی ما هنوز عشق ناب داریم… عشقی که از خواهش تن بگذره…

بازم دختر مون غش غشی نیست… خیلى قویه… خیلى مهربونه ولى خودشو سنگ دل نشون میده…

بازم دختر قصه مون خیلی درد تو زندگیش داره ولی بی خیاله… چون مجبوره…

خیلی حرفا داره… بیشتر از من… بیشتر از تو… ولی به یه زبون دیگه میگه… به زبون بی خیالی…

اما یه درد مشترک با من و تو داره… اونم از بدجنسی آدما بدش میاد… به حرف مردم اهمیتی نمیده…

دختر قصه مون با اینکه نمی خواد، اما یه اسم روشه… اسمی که زندگی شو عوض کرده… نمی خواد این جوری باشه… نمی خواد تن فروشی کنه و این کارم نمی کنه… ولی این اسم روشه… دختر خراب… و یه اسم بدتر… که آزارش میده… که بهش می فهمونه نمی دونه پدر و مادرش کین… ح*ر*و*م*ز*ا*د*ه…

بخش‌هایی از داستان:

نیک نام من؟! چی کار میکنی دخی؟!
این روز سگى تولدم بود… رها اومده بود که باهم جشن بگیریم… این سوداى گور به گورىم نمیدونم کجاست!
با حرص کیفمو پرت کردم رو زمین و شالمو انداختم رو کیفم…

دکمه های مانتوی رنگ و رو رفته مو همونطور که غر میزدم باز کردم:

_صد بار بت گفتم اسم مزخرف منو مزخرف ترش نکن… حرف تو گوشت نمیره که…
رفت سمت یخچال کهنه ی توی آشپزخونه و گفت:

_باز کدوم سگى گازت گرفته که اینجوری هار شدی؟!
دکمه هام حالا دیگه باز شده بود… مانتومو کندم و انداختم رو زمین و پامو محکم روش کوبیدم:

_آخرم نتونستم یه مانتو بخرم… ج*ر خورده این بی صاحاب دیگه…
یه لیوان آب ریخت و بدون اینکه بهم تعارف کنه ازش خورد…
– سر قبرت نمی تونی یه تعارف کنی؟!
خندید:

_جون رها بگو بینم باز چی شده؟!
نفسمو با حرص دادم بیرون:

_اخراج…
آّب پرید تو گلوش و به سرفه افتاد:

_چی؟!
– مرگ و چی؟! میگم اخراج شدم… همه ش تقصیر اون پسره ی … یه!
یکم دیگه آب خورد:

_بی تربیت!
دستمو رو هوا تکون دادم:

_قربون تربیتت! میدونی الآن سگم پس بی خیال من شو…
رها: اى بابا… مى خواستیم جشن بگیریما!
رفتم تو اتاقو گفتم:

_اون سودای گور به گوری کجاست؟!
از همونجا داد زد:

_رفته نگین بکاره به دندونش…
همونطور که غر غر می زدم سعی کردم به اینکه چرا اخراج شدم فکر نکنم و به این فکر کنم که سودا چرا الکی خوشه؟!

یه تاپ سفید… فقط همینو داشتم و یه مشکیش که با هم خریده بودمشون… پوشیدم و رفتم تو جایی که مثلا بهش می گفتیم هال…

رها هنوز تو آشپزخونه نمی دونم چه جونی میداد… رفتم و در یخچالو که همه ش زنگ زده بود رو باز کردم…

لعنتی… این که از جیب منم خالی تره… برهوت!!!
رها پشت گاز بود…
– چی درست میکنی؟!
– زرشک پلو با مرغ… خب معلومه اُملت دیگه…
پوفی کردم:

_من دلم مرغ میخواد…
قاشقو کنار تابه کوبید:

_گرونه عزیزم… گرونه… فکر جیبت باش… والا…
– تو دیگه غمت چیه؟!
خندید: چه مى دونم والا… تو رو مى بینم یاد غم و غصه هام مى افتم…
همونجا گوشه ی دیوار به حساب آَشپزخونه که کاشی هاش یکی در میون کنده شده بود نشستم و گفتم:

_مى دونم… ولی بی خیال… این همه غصه خوردیم چی شد؟! از فردا می افتم دنبال یه کار دیگه…
می دونستم دارم زر زیادی میزنم… کار کجا بود؟! همینم با بدبختی گیر آورده بودم…

دستمو مشت کردم… چقدر دلم میخواست اون پسره رو خفه ش کنم…

 

 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان قدیسه ی نجس:

 رمان افکـار ِ پوچ | MAEE_A کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان سکوت یک قلب | توران زارعی قنواتی کاربر انجمن رمان۹۸

 

 

نظر شما در مورد دانلود رمان قدیسه ی نجس چیست؟

رمز فایل: www.roman98.com

 

۸۹+
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: قدیسه ی نجس
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، تراژدی
  • نویسنده: kolaleh.Gh (کلاله قربانی)
  • طراح کاور: Es_shima
  • تعداد صفحات: 193
  • منبع تایپ: نودهشتیا
  • 233 روز پيش
  • Es_Shima
  • 12,360 بازدید
  • ۳ نظر
https://roman98.com/?p=6778
لینک کوتاه مطلب:
درباره Es_Shima
شیما اسماعیلی نویسنده، شاعر، منتقد حرفه‌ای و معاونت کل سایت رمان ۹۸! علاقه‌مند به برنامه نویسی، کتاب، فلسفه و...
نظرات این مطلب
  • rastisasan
    سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸ | ۰۹:۴۰

    عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون

    ۷+
  • Simin
    جمعه ۸ آذر ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۵

    سلام چه جوری میتونم دانلود کنم لینک دانلود نداره هیچ کدوم

    ۲+
    • Es_Shima
      جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۹:۴۹

      درود بخش دانلود موجود هست.
      با زدن روی گزینه‌های بخش دانلود می‌تونید رمان رو دانلود کنید!

      ۲+

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
محل تبلیغات شما
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
امکانات سایت
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • Es_Shima : درود این رمان اختصاصی انجمنه و شاید فروشی بشه. گذاشتنش ممنوعه. فقط در صورتی می‌ت...
  • رسانه سه : سلام خسته نباشید ببخشید اگه عین مطلب شما رو در سایت انتشار بدم و در آخر منبع هم...
  • زهرا : آره همونجا موند بدبخت!!! :))...
  • سميه سادات هاشمي جزي : درود من به شما بانوي عزيز اين رمان دومم بود و افتخار دادين كه اين رمان رو خوندين...
  • TOKA : عزیزی شما ممنون از نظر خوب و امیدوار کنندتون ^^...
  • TOKA : عزیزی ستاره جونم +-+...
  • سميه سادات هاشمي جزي : https://forum.roman98.com/threads/22747/#post-143075 صفحه نقد رمان اين بود زندگي...
  • سميه سادات هاشمي جزي : https://forum.roman98.com/threads/22796/#post-143074 صفحه نقد رمان همخونه شرقي...
  • خانم دکتر : سلام وقت همگی بخیر نمیدونم نویسنده این رمان نظرم و میخونه یا نه ولی دوست دارم بخ...
  • مینو : سلام میشه رمان دیدارلعنتی از خانوم سحرصادقی رو بزارید لطفا؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.