| یکشنبه 17 آذر 1398 | 02:28
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان مسافر عشق

دانلود رمان مسافر عشق

خلاصه:

رها در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده که او را با محدودیت تربیت کرده‌اند.

او به کلاس موسیقی می‌رود؛ اما، عاشق استادش می‌شود و….

بخش‌هایی از رمان:

وقتی به کلاس رسیدم ، دوستم یگانه را دیدم . او هم مرا دید و با خوشحالی به طرف هم دویدیم و یکدیگر را در آغوش گرفتیم و خندیدیم.
یگانه یکی از بهترین دوستان زندگیم بود و همانند خواهری او را دوست داشتم. حدود یک ماه بود که از او خبر نداشتم.
می دانستم که به همراه خانواده اش به فرانسه رفته؛ چون، اگر در ایران بود هر روز با هم تلفنی صحبت می کردیم و یا یکدیگر را می دیدیم.
از آغوش هم بیرون آمدیم . از او پرسیدم:
-سفر بی خطر ! خوش گذشت؟ اصلا فکر نمی کردم که امروز به کلاس بیایی. کی از سفر برگشتی که من نفهمیدم؟
یگانه خندید و گفت :
-دیشب آمدیم. با اینکه خسته بودم تصمیم گرفتم خودم رو امروز به کلاس برسونم و تو رو غافلگیر کنم. رها جان نمی دونی که چقدر دلم برات تنگ شده بود! روزشماری می کردم که بازگردم و تو رو ببینم…
آهسته ادامه داد:
_البته شک داشتم که امروز تو را در اینجا ببینم. چون گفته بودی که پدرت با کلاس آمدنت مخالفه‌. چگونه او را راضی کردی ؟
اخمی کردم و گفتم:
-فعلا از مادرم اجازه گرفتم. راضی کردن پدر را هم به گردن مادر بیچاره ام انداختم. حالا تو بگو بالاخره کارت درست شد و برادرت ترتیب کارهات رو داد ؟
با ناراحتی گفت :

-برادرم تقریبا همه ی کارهامو درست کرده. با گرفتن وکیلی معتبر خیلی زود باید بار سفر را ببندم و روانه بشم.

نفس عمیقی کشید و گفت:

_اگر چه دوست ندارم کشورم، دوستانم و همه ی عزیزانم را ترک کنم ولی مجبورم. مادرم دیگه نمی گذاره در این کشور بمونم.میگه برای ادامه تحصیل باید از مملکت خارج بشی .

دوباره بغلش کردم که ادامه داد:

_هر چه می گویم که تلاش می کنم سال دیگه در کنکور قبول بشم گوشش بدهکار نیست و حرف خودش را می زنه.

با بغض گفت:

_رها برام دعا کن که کارم درست نشه. نمی دونی چقدر در اونجا دل آدم می گیره. من این هوا را با تمام آلودگیش می خوام و نفس کشیدن در این هوا را با تمام وجودم دوست دارم .

یگانه حرف میزد و من اشک می ریختم از این که بهترین دوستم از من جدا می شد دلم گرفته بود . یگانه از خواهرم آوا نیز به من نزدیک تر بود .
وقتی استعدادم را در عالم موسیقی دید مرا تشویق کرد که در کلاس موسیقی ثبت نام کنم و وقتی هر دو در کلاس نام نویسی کردیم او تشویقم می کرد به اینکه ویولون زدن را ادامه دهم .
هر روز به منزلمان می آمد و در زیر آلاچیق حیاط منزلمان می نشستیم و وقتی پدر و مادرم خانه نبودند من ساز میزدم و او می خواند .
یگانه صدایی فوق العاده زیبا داشت ، اگر او برای ساز زدن مرا تشویق می کرد من طنین زیبای صدایش را می ستودم ، حالا با رفتنش غم بزرگی در دلم زنده می شد.
وقتی دید گریه می کنم اشک هایم را پاک کرد . دستانم را که سرد سرد بود گرفت و گفت :
-گریه نکن ، برام دعا کن !
وقتی به درب کلاس نزدیک شدیم رنگم پرید ، شوق دیدار استاد سپهر قلبم را در سینه به تلاطم انداخت . تپش قلبم را به وضوح می شنیدم .
در زدیم و داخل شدیم . وقتی دست یگانه با دستم برخورد کرد ایستاد و گفت :
-رها حالت خوبه ؟ چرا رنگت پریده ؟
سرم را تکان دادم و گفتم :
-حالم خوبه ، هیچی نیست ، مطمئن باش .
یگانه با دلهره گفت :
-معذرت می خوام که ناراحتت کردم ، همش تقصیر منه .

به او دلداری دادم که حالم خوب است و او را قانع نمودم . یگانه با حس کردن دستان سرد من پی به مکنونات قلبی ام نبرد .

او نمی دانست که عطش عشق با عاشق بیچاره چه کارها که نمی کند ، عطش عشقی آسمانی که لبانم را خشک ، دستانم را سرد و قلب عاشقم را پر از لهیب عشق کرده بود .

 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان مسافر عشق:

دانلود رمان نانحس ویژه رمان ۹۸

رمان اسی قصاب عاشق می شود | gandom کاربر انجمن رمان ۹۸

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: مسافر عشق
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: نگین روحانی
  • تعداد صفحات: 173
  • منبع تایپ: نودهشتیا
لینک های دانلود
https://roman98.com/?p=6647
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.