| جمعه 15 آذر 1398 | 22:50
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان میراث

دانلود رمان میراث

خلاصه:

سامان در حالی به خواستگاری سمیرا می‌رود که جفتشان علاقه‌ای به هم ندارند و هر دو منفعت خودشون را در نظر گرفتند…

دختر، برای گرفتن ارث کلانی که بعد از یک سال ازدواج از مادربزرگ مرده‌اش بدست می‌آورد، حاضر به ازدواج شده و پسر برای…

قسمت‌هایی از رمان:

– ازت بدم میاد .

تو چشمام زل زد و گفت: چه خوب اتفاقا منم همین نظرو در مورد تو داشتم 

گفتم: خوبه حداقل تو یه چیز با هم تفاهم کامل داریم 

خاله سامان جلو آمد و گفت: بسه دیگه چقدر قربون صدقه هم میرید سمیرا جون بیا باید برقصی 

در حالی که خودم را کنترل میکنم نزنم زیر خنده گفتم: خاله جون شما جای من دلم میخواد 

سامان احساس تنهایی نکنه 

مهوش خانم (خاله) گفت: سامانو ولش کن این قدر لی لی به لالاش نزار پررو میشه 

با خنده گفتم: نگو خاله جون شما برو چشم منم میام 

مهوش خانم رفت و دوباره با سامان تنها شدم بی اختیار شروع کردم به خنده 

سامان گفت: چیه دیوونه شدی؟ 

با خنده گفتم: آره دیوونه تو و زدم زیر خنده 

با حرص گفت: کمتر بخند مسواک گرون میشه 

با خنده گفتم:به خدا قدیمی شد شما پسرا دست از سر این تیکه برنمیدارید؟ 

خواست چیزی بگوید که خواننده ارکستر داد زد :عروس دوماد باید برقصن 

با عصبانیت دستم را گرفت و از جا بلندم کرد و شروع کردیم با هم رقصیدن حسابی خوش 

گذشت من حرص سامانو در میاوردم وسامان حرصه منو 

سرم رو به پشتی ماشین تکیه دادم و گفت: بهرام؟ 

گفت: چیه؟ 

گفتم: تند برو از اینا جلو بیوفتیم این قدر بلند بوق میزنن لامصبا اعصاب واسه ما نذاشتن 

به طعنه گفت: از بسکه همدیگرو دوست داریم چشم. یه دفعه سرعت گرفت ماشین های پشت 

سرمون که از این حرکت غافلگیر شده بودن عقب موندن با هیجان گفتم: ایول از صبح تا حالا یه 

کار مثبت کردی 

نگاه غضبناکی به من انداخت و هیچی نگفت 

ساعت سه صبح بود که به خونه رسیدیم خونه ای که قرار بود زندگی مشترک منوسامان از اونجا 

شروع بشه 

وارد که شودیم یه آرامشی بهم دست داد بی سابقه 

خمیازه ای کشیدم و حولمو برداشتو وارد حموم شدم اول جلوی آینه به قول سپیده زلم زیمبال 

موهامو باز کردم و رفتم زیر دوش آب گرم 

نیم ساعت اون تو موندم که سامان زد به در حموم و گفت: سمیرا مردی اگه خدا بخواد؟ 

داد زدم: به کوری چشم شما نه خیر زندم سرحال تر از همیشه ودر حمومو باز کردم 

نگاهی به سر تا پام کرد و گفت: همون…بادمجون بم آفت نداره 

با نیش باز گفتم: اینم قدیمی شده تو رو خدا دوتا تیکه جدید از دوست دخترات یاد بگیر 

مثلا میخواست حرص منو در بیاره گفت: همینارو هم دوست دخترام یادم دادن 

با بی خیالی گفتم: عجب دوست دخترای املی 

خواست چیزی بگه که بیرونو نشونش دادم و گفتم: برو بیرون میخوام لباس بپوشم 

گفت: واسه چی؟ زنمی حلاله 

اداشو در آوردمو گفتم: زنمی حلاله ….بی خود… بیرون 

رفت بیرون که لباس خوابمو پوشیدم یک بلوز آستین بلند و شلوار گشاد که عکس خرس داره 

زنگولک رو هم گرفتم بغلم و روش شیشه عطرمو خالی کردم که در زد با خودم گفتم:

_چه با ادب شده

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان میراث:

دانلود رمان آنتی عشق اختصاصی رمان 98

رمان تکِ عشق | دختر بازیگوش کاربر انجمن رمان 98

 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: میراث
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: طنز، عاشقانه
  • نویسنده: ana_s
  • تعداد صفحات: 162
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
لینک های دانلود
https://roman98.com/?p=6551
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.