| شنبه 16 آذر 1398 | 06:11
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان همخونه

دانلود رمان همخونه

خلاصه:

 داستان دختر جوانی است که به دلیل فوت پدر و مادرش، یکی از دوستان پدرش او را بزرگ می کند.

بنا به خواست پدرخوانده خود، به صورت شش ماهه موقتا با پسر او ازدواج کرده‌.

آن‌ها باید مانند دو همخونه در کنار هم زندگی کنند‌.

در مقابل، ثروت پدر به صورت نصف نصف بین آن‌ها تقسیم شود…

توضیح رمان:

یلدا که به دلیل فوت مادر و پدرش با یکی از دوستان صمیمی پدرش زندگی میکنه.

بچه های اون مرد(حاج رضا) خارج از کشور هستن بجز پسر کوچکش که به دلایلی از پدره کینه به دل داره

و اونم تصمیم داره از ایران بره …

خلاصه اینکه حاج رضا با شرط و شروط خاصی از یلدا میخواد که با همین پسر کوچیکه (که تابحال یک بارم یلدا رو ندیده) که اسمش شهابه ازدواج کنه

و به مدت شش ماه با هم تو یه خونه زندگی کنن.

اخلاق شهاب هم از اون جوریاست که نمیشه با یه من عسل نگاشون کرد . مغرور از خود راضی و در عین حال خوشتیپ و جذاب

قصد اصلی حاج رضا این بود که اونا به هم علاقه مند بشن.

در این بین اتفاقاتی میفته و حرفهائی زده میشه و روزهائی میگذره

که شرحش رو باید خودتون بخونین …

 

 

قسمتی از متن :

یلدا پالتو را به سرعت بیرون کشید و آن را تن کرد. صدای بسته شدن در نشان از آمدن شهاب بود.

از این که او را در آن وضعیت ببیند مضطرب شد و دوباره پالتو را در آورد و داخل نایلون کرد.

شهاب با تلفن صحبت میکرد. یلدا لباسش را عوض کرد و از اتاق خارج شد. شهاب که روی کاناپه لمیده بود

با دیدن یلدا صاف نشست و مکالمه اش را پایان داد.

یلدا گفت:

_سلام.

-سلام . کی اومدی؟

-فکر میکنم نیم ساعتی میشه.

شهاب: تازه اومدی؟

یلدا : آره . آخه با نرگس کلی از راه رو پیاده اومدیم.

-لزومی نداره شبها پیاده روی بکنی. اون وقتها که کلاس داری و مجبوری دیر بیایی فرق میکنه. روزهایی که کلاس نداری سعی کن قبل از تاریکی توی خونه باشی.

-باشه.

و به یاد حرفهای نرگس افتاد.

یلدا روی مبل کنار شهاب نشست و با خجالت پرسید:

_شهاب یک جعبه توی …

شهاب مهلتش نداد و گفت:

_مال توست.

یلدا که هنوز حرفش راتمام نکرده بود با خوشحالی گفت:

_مرسی.

-پالتو اندازت بود؟

یلدا خجالت کشید راستش را بگوید. برای همین گفت :

_هنوز پرواش نکرده ام. فکر نمیکردم مال من باشه. راستی چرا اون همه گل سر خریدی؟

 

 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان همخونه:

دانلود رمان پدر خوب

 رمان خرده شیشه | نگار 1373 کاربر انجمن رمان 98

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: هم خونه
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: مریم ریاحی
  • تعداد صفحات: 426
  • منبع تایپ: نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 53 روز پيش
  • Es_Shima
  • 1,640 بازدید
  • 2 نظر
https://roman98.com/?p=6637
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
Aram
پنج‌شنبه 24 اکتبر 2019 | 09:52

در حال تایپه یا کامل شده؟
چرا لینک دانلود نداره؟

Es_Shima
شنبه 26 اکتبر 2019 | 03:24

رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.