| شنبه 16 آذر 1398 | 06:13
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان کلت طلایی

دانلود رمان کلت طلایی

خلاصه:

داستان در مورد کسیه که تو زندگی هیچ کاری نداره جز… کشتن.

می کشه و براش اهمیت نداره کی جلوشه.

کسی که از نعمت زندگی محروم می کنه و کسی واسش مهم نیست…

 

 

مقدمه:

از نور می آیم….
نفس می کشم….
چشم باز می کنم….
زندگی می کنم…..
و….
به سوی تاریکی می دوم….
با قلبی بسان سنگ….
در تاریکی شناور می شوم….
مهربانی را سر در قلبم بر دار می آیزم….
چاقو را در قلب محبت میزنم و …..
سه گلوله حرام انسانیت مینمایم….
در تاریکی می رقصم….
چشمانم را میبندم….
نفس نمی کشم….
نفسش را می گیرم….
چشم هایش را تا ابدیت بسته نگاه میدارم….
در میان نور و غرق در تاریکی می رقصم….
رقصی تلخ در میان دریایی از نفس های گرفته شده…. چشمان همیشه بسته و….. انسانیت های خاک شده….
چشمانم را نمیبندم….
نفسی میکشم و….
نفس ها میگیرم….
چشم ها بسته می شوند برای ابدیت….
با چشم باز میگیرم!
نفس انسانیت را…
و چشمان مهربانی را برای همیشه…
و مردم را میکشم!
با چشمان باز و در تاریکی قلبم….

 

 

بخش‌هایی از رمان:

کمی خستگی در کرد. نفس عمیقی کشید و منتظر شد.

روی سطح سرد پشت بوم تو هوای پاییزی دراز کشیدن این سختی ها رو هم داشت.

بالاخره انتظارش سر اومد. نیمچه لبخندی رو لباش نشست. یه چشمش رو بست و اون یکی رو هم پشت دوربین تفنگش.

به هدفش خیره شد. آروم گفت:
– از اون ماشین شیکت بیا پایین دیگه.
هدف انگار منتظر حرفش بود چون از ماشین خارج شد.

دستش رو روی ماشه تفنگ شکاریش گذاشت و ثانیه ای بعد صدای خفه ای شنیده شد و مرد روی زمین افتاد.

کسی توی کوچه نبود.
وسایلش رو جمع کرد و سریع از ساختمون خارج شد. مرد به آسونی مرده بود.

تا یه مسافتی رو دوید. وقتی مطمئن شد کاملا از محل حادثه دور شده و به یه جای شلوغ رسیده نفس عمیقی کشید.

دستی برای ماشین های عبوری تکون داد.

سوار ماشینی شد که مردی راننده بود و یه زن هم عقب نشسته بود.
– کجا پیاده می شی؟
– نیاوران.
راننده دیگه چیزی نگفت. چند دقیقه بعد صدایش سکوت رو شکست:
– همینجا…
راننده نگه داشت:
– می شه پونصد تومن.
پول رو داد و وارد کوچه ی محل سکونتش شد. جلوی در خونه ش ایستاد. کلید رو از جیبش در آورد و در رو باز کرد.

در رو پشت سرش بست و سویشرت گشاد کلاه دارش رو از تنش درآورد و به جالباسی آویزون کرد.

کیف بزرگش که هر کی نمی دونست فکر می کرد توش گیتاره رو کنار در گذاشت.

خودش رو پرت کرد روی مبل و کنترل تلوزیون رو برداشت.

شروع کرد به عوض کردن کانال ها.جند دقیقه بعد غرغر کردنش شروع شد.
– خاک بر سرتون با این برنامه های آب دوغ خیاری…
آخرین شبکه ای که دید داشت فیلم لئون رو نشون می داد. توجه ش جلب شد و تا اخرش رو دید. آخرش با بی تفاوتی گفت.
– یه فیلم مثل بقیه فیلم ها…
از جاش پرید و رفت تو اشپزخونه.

در یخچال رو باز کرد و دو تا تخم مرغ برداشت و نیمرو کرد. شامش که تموم شد ظرف رو شست و رفت سمت حموم.

موهاش رو که با کش بسته بود باز کرد و طبق عادتش چند بار سرشو تکون داد.

از حموم که دراومد خیس خیس بود. عادت نداشت خودشو با حوله خشک کنه. موبایلشو رو برداشت و شماره گرفت.
صدای خشنی جواب داد:
– بله؟
– با اربابت کار دارم نره خر.
– کی هستی؟
– اربابت می دونه.
– می گم کی هستی؟
– می گم اربابت می دونه…بده گوشی رو بهش.
مرد غرغر کرد و چند لحظه بعد صدای مردی توی گوشش پیچید:
– بله؟
– بلا!!!
– توئی؟
– نخیر دختر دایی پسر عمومه.
– چه خبر؟
– دوستت با مغز خرد زمین.
– صدمه چقدر بود؟
– صد در صد.
– پول بیمارستان رو کجا باید بدم.
– جلوی پارک همیشگی
– خودت می گیری؟
– آره.
– کی بیاره؟
– خودت.
– باشه. فردا می بینمت. راس ساعت 9 صبح.
تماس رو قطع کرد. باید رمزی حرف می زد. 

 

دانلود رمان‌های پیشنهادی رمان کلت طلایی:

دانلود رمان این گروه خشن ویژه رمان 98

رمان صعود ممنوع، سقوط آزاد (جلد دوم این گروه خشن) | نگار 1373 کاربر انجمن رمان 98

دانلود رمان رویای شنی

 

 

نظر خود در مورد دانلود و خواندن رمان کلت طلایی را با ما به اشتراک بگذارید.

رمز فایل: www.roman98.com

 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رمان کلتِ طلایی
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: پلیسی، عاشقانه، جنایی
  • نویسنده: Silver Sea Horse
  • ویراستار: ES-SHIMA کاربر انجمن رمان 98
  • تعداد صفحات: 204
  • منبع تایپ: نودهشتیا
https://roman98.com/?p=6750
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.