| پنجشنبه 20 خرداد 1400 | 17:51
رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
رمان 98
رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
دانلود رمان خاکستر شعله ور

دانلود رمان عاشقانه خاکستر شعله ور

⭐️ دانلود رمان خاکستر شعله ور

⭐️خلاصه رمان خاکستر شعله ور:

آتش عشقی که بی مهابا، قلب مادرشان را نشانه گرفته؛
یکی لبریز از خشم و انتقام، دیگری تنها مشتش را میفشارد، از درون فرو میریزد و دعوت به آرامش میکند. قلبهایشان به هم گره خورده؛
ولی خاکسترهای این عشق سوزان، جان دیگری را بازیچه قراره داده، تا فاجعهای دیگر رقم بزند؛
اما این بار او تسلیم نمیشود!

⭐️ قسمت‌هایی از این رمان:

یک هفته‌ای می‌شد که تشویش مهمان ناخوانده‌ی دلم شده بود و حال پیغامی که خاموشی موبایل برادرم را یادآور می‌شد، اضطرابم را تشدید می‌کرد. موبایل را از میز کارم برداشتم و برای بار هزارم شماره‌‌ی نیما را گرفتم. باز هم همان صدای آشنا نچم را بلند کرد.
-دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می‌باشد.
ادامه‌ی جمله‌اش را حفظ شده بودم. به‌ساعت مچی نقره‌ایی نگاهی انداختم؛ ساعت هشت‌وبیست دقیقه صبح بود؛ تقریبا یک‌ساعت دیگر با نماینده شرکت فرش بافی قرار داشتم. قرارداد با یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های صادرکننده فرش، شرکت کوچک‌ما را به سوی مسیر پیشرفت هول می‌داد. همه چیز برای قرارداد مهیا بود؛ اما انگار می‌دانستم که این اضطراب سرکش بی‌دلیل نیست. طبق عادت معمول، وقتی استرس در وجودم زبانه می‌کشید، خط فرضی روی موزاییک سفید را برای پیموندن متوالی برگزیدم، و همزمان سعی کردم افکار مخربی که به سمتم هجوم می‌آورد را پس بزنم. تصمیم داشتم با این قرارداد زحمات عمو را جبران کنم. عموسهراب صاحب کارخانه نخ ریسی نسبتا کوچکی بود و من از پانزده سالگی در کارخانه همراهیش می‌کردم. کنار دستش علاوه بر کار و سخت‌کوشی، مرام و مروت آموخته بودم. نهایی کردن قرارداد با شرکت فرش‌بافی، می‌توانست ذره‌ای از الطاف بی چشم‌داشتش را جبران کند.
با دو تقه‌ایی که به در خورد، روی موزاییک سوم از مسیر ده موازییکه فرضی‌ام میخکوب شدم.
-بفرمایید.
محسن با چند پوشه که زیر بـ*ـغلش نگه داشته بود، پشت درب چوبی زرشکی رنگ ظاهر شد. نگاهم را از صفحه موبایل گرفتم و به چشم‌های قهوه‌ای‌ رنگ‌اش زل زدم. دستی به موهای فرفری که از پدرش به ارث برده بود کشید و چال گونه‌اش روی ته‌ریشش شروع به خودنمایی کرد. با شیطنت گفت:
-اووَه؛ چه کردی آقا شایان!
خنده‌ی ریزی کرد. نزدیک‌تر آمد و در را بست.
-‌نمی‌خوان که بیان خواستگاریت دادا، یه معامله‌است دیگه.
کت و شلوار اسپرت مشکی پوشیده بود و بوی عطر تلخش اتاق را پر کرده بود.
با حرص گفتم:
-یه نگاه تو آینه به خودتم بندازی بد نیست.
سرش را به نشانه تعظیم پایین آورد و گفت:
-به پای شما که نمی‌رسیم قربان!
با وجود صد‌ها بار شنیدن اعلان خاموشی، باز هم سعی کردم شماره نیما را بگیرم. بی‌حوصله گفتم:
-کم چرت بگو محسن؛ اعصاب ندارما!
از من فاصله گرفت. پرونده‌ها را روی میز شیشه‌ای گذاشت و روی صندلی‌ام نشست و پاهایش را روی هم انداخت. متفکرانه گفت:
-حالا چرا این قدر آشفته‌ای؟ گوشی رو بذار پایین بیا دو دقیقه این پرونده‌ها رو چک کن؛ ببین یه قرارداد پنج…
قبل از این‌که جمله‌اش را به پایان برساند، گفتم:
-داداش شرمنده؛ بی‌زحمت هر چی هست خودت اوکی کن؛ من اصلا تمرکز ندارم. نیما رو هر چی می‌گیرم خاموشه!
پایش را پایین انداخت.
-مگه دیشب نیومد خونه؟
-دیشب ساعت هشت پیام داد نمیاد؛ دقیقا از بعدش خاموشه. سابقه نداشته تا حالا. شماره دوستش سعید هم…

⭐️ مطالب پیشنهادی برای رمان خاکستر شعله ور؛ 

رمان قربانیان‌ آتش | Mohadese22 کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان نیکتوفیلیا | آنیا عرفانی کاربر رمان ۹۸

رمان من در کنار تو هستم | Fatemeh14 کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان مطرود از جنگ | پروین امیرکافی کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان من دختر افسانه ایم | محدثه فارسی

دلنوشته فاخته مسکوت | yeganeh yami

 

⭐️ نظر شما در مورد دانلود رمان خاکستر شعله ور چیست؟

نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

⭐️برای عضویت در انجمن رمان ۹۸ کلیک کنید.⭐️

در صورت نیاز رمز فایل: roman98.com

+۲۴
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: خاکستر شعله ور
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: M£R
  • ویراستار: Narin_f و Saghar
  • طراح کاور: ~ROYA~
  • تعداد صفحات: 127
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
https://roman98.com/?p=7820
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • hanane.h.f.z
    پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۲۲:۰۰

    با سلام، خسته نباشید به نویسنده‌ی عزیز و سخت‌کوش رمان!
    قلم، توصیفات، احساسات همه و همه به عالی ترین شکل ممکن نوشته شده بودند!
    آرزوی موفقیت بیشتر!

    +۱۰
    • M£R
      جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۲

      خیلی ممنون حنای عزیزم🌸
      زنده‌ باشی

  • ASaLi_Nh8ay
    پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۲۲:۴۰

    رمان زیبایی بود.

    +۱۱
    • M£R
      جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۳

      تشکر از نظر ارزشمندتون🌸

      +۱۰
  • . MaHta .
    پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۲۲:۴۹

    رمانی زیبا با احساسات ملموس
    قلم نویسنده عالی بود و به راحتی میشد باهاش انس گرفت
    موفق باشی نویسنده عزیزم

    +۱۴
    • M£R
      جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۷

      ممنون بابت همراهیت مهتای بی‌همتا😉🌸
      محبت داری

      +۱۲
  • Saghar
    جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۰۰:۵۳

    خیلی زیبا بود
    موفق باشید^^

    +۱۱
    • M£R
      جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۸:۵۸

      مرسی ساغر جانم🌸

  • الهه قنواتی
    دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۰:۴۷

    دست مریزاد

    +۱۰
  • reihaneh radfar
    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۱:۴۰

    عالی بود بسیار لذت بردم.
    موفق باشی:)
    قلمت مانا^^
    منتظر اثر بعدیت هستم:)

  • فاطمه قاسمی
    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۹:۱۷

    خسته نباشی نویسنده‌ی عزیز:) بسیار زیبا!

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
امکانات سایت
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • فاطمه قاسمی : عالی خسته نباشی گلم قلمت مانا:)...
  • !~Fatemeh zarei~! : عالی عزیزم 💋💋😍😍😍😍...
  • Hannaneh mirbagheri : عالیی...
  • . MaHta . : بسیار زیبا به امید موفقیت روزافزونت عزیزم^^...
  • The unborn : خیلی خوب ღ...
  • saghar : خیلی زیبا بود خسته نباشید...
  • فاطمه قاسمی : خسته نباشی ستاره جان :)...
  • ASaLi_Nh8ay : رمان زیبایی بود ستاره جان. خسته نباشی و موفق باشی🌼 قلمت مانا عزیز💐...
  • ASaLi_Nh8ay : قشنگ بود. موفق باشید دوست عزیز....
  • . MaHta . : بسیار زیبا به امید موفقیت روزافزون شما...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.