رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider1.jpg
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider2.jpg
رمان ۹۸
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان ۹۸ می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
اینجا محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
رمان ۹۸
دانلود داستان کوتاه جهنم تاریک

خلاصه کتاب:

 قبل از همه چیز من باید یه اعترافی بکنم ... از وقتی که به این بُعد اومدم همه چیز عوض شده ...دنیا عجیبه ...هیچکس شکل اصلیه خودش نیست ...اون جایی که من بودم خون آشاما به شکل خون آشا م،گرگینه ها به شکل گرگینه ها و همه و همه شکل خودشون بودن ...تضاهر نمیکردن ...هیچوقت یه نفلیم به جادوگر بودن تضاهر نمیکرد... وقتی که دروغ میگفتن معلوم بود چون طرز برخوردشون قابل تشخیص بود ...ولی اینجا همه ی موجودات در قالبی به نام انسان جا ساز شدن ...پنهان شدن ...طول میبره که بشناسیشو ن!دروغ رو راحت به زبون میارن و ...تضاهر به چیزی میکنن که نیستن ...! سرتونو به درد نمیارم!اسم من جیسون نیلسونه...و اینجام تا داستانمو براتون تعریف کنم ...میدونم ممکنه که مثل داستان های آلن ویک باش ه!ولی بهتون قول میدم که ههیچوقت همچین داستانی نه خوندین و نه شنیدین ... همه چیز از اونجایی شروع شد که من مردم!...

  • نام کتاب: جهنم تاریک
  • ژانر: فانتزی
  • نویسنده: نیما حسنوند
  • صفحات: 29
دانلود دلنوشته سفری به مقصد تو

خلاصه کتاب:

فکر می‌کردم که می‌توانم تا ابد با کوله رنگ‌ورورفته‌ام قدم بزنم و به هیچ چیز فکر نکنم از شعر و شاعری و عشق و عاشقی گریزان بودم ولی هنگامی که نسیم تو از شرق وزیدن گرفت، نفهمیدم چگونه راهم را سوی تو کج کردم!

  • نام کتاب: سفری به مقصد تو
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • نویسنده: Afsa
  • صفحات: 21
دانلود رمان رکود

خلاصه کتاب:

سنا دختریست که دارد فراز نشیب زندگی بعد از طلاقش را می‌گذارند. او و همسرش عاشق همدیگرند اما امن از لجبازی که باعث این همه دردسر می‌شود.

  • نام کتاب: رکود
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: ~B@H@R~
  • صفحات: 110
دانلود رمان شاه شطرنج

خلاصه کتاب:

به صفحه شطرنج مقابلم خیره می شوم. سیاه این ور، سفید آن ور. انگشتم را روي سر وزیر می گذارم و لمسش می کنم. -شطرنج یه بازي دو نفره ست که هر بازیکن، یه گروه مهره به رنگ سفید یا سیاه داره. سربازها را می چینم. -در ابتدا که مهره ها چیده شدن، بازیکن سفید حرکت اول رو انجام می ده و بعد بازیکن سیاه و به این ترتیب بازي رو ادامه می دن. رخ ها را در ستون a و h قرار می دهم. -هر گروه شونزده تا مهره داره. هشت تا سرباز، دو تا رخ، دو تا اسب، دو تا فیل، یه وزیر و یک شاه! وزیر را هم سرجایش گذاشتم. -به مهره هاي سرباز، اسب و فیل، مهره هاي سبک یا کم ارزش و به مهره هاي شاه، وزیر و رخ، مهره هاي سنگین یا با ارزش می گن. شاه را برمی دارم و مقابل چشمانم می چرخانم. -کیش؛ وقتیه که مهره حریف با قرار گرفتن در راستاي شاه تو، اونو تهدید می کنه. چشمکی به شاه سفید می زنم. -مات؛ وقتیه که شاه کیش میشه و راه فرار نداره!

  • نام کتاب: شاه شطرنج
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: پگاه رستمی فرد
  • صفحات: 363
دانلود رمان بی خداحافظی

خلاصه کتاب:

این داستان، ماجرای زنی درد کشیده را روایت می‌کند که عشق او به پسرعمه خود منجر به ارتکاب گناهان و جرم‌های بسیار شد.

  • نام کتاب: بی خداحافظی
  • ژانر: تراژدی، عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: baranak94
  • صفحات: 112
دانلود دلنوشته کمی هم از تو

خلاصه کتاب:

گاه در خلوت انبوه افکارم را پشت‌سر می‌گذارم و تنها به یک چیز می‌اندیشم: -در آن‌طرف مرز چه می‌گذرد؟ ندای درونم به آنی، مواج‌وار گلوگاهم را می‌فشارد و با بی‌میلی لـ*ـب می‌زند: -مرزهای دروغ را که جابه جا کنیم، واقعیت را می‌یابیم و اگر مرزهای واقعیت را برهم زنیم دروغ را! نهایت سکوت می‌کنم و قدم به مرز‌های ناشناخته‌‌ای می‌گذارم که روزی سعی در انکارشان را داشتم.

  • نام کتاب: کمی هم از تو
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • نویسنده: نوشین سلمانوندی
  • صفحات: 20
دانلود رمان طلسم بصیرت

خلاصه کتاب:

خودم را میان ظلمات ابدی گم کرده‌ام. نمی‌دانم کجا هستم و یا کِی اینجا آمده‌ام، فقط می‌دانم از آغاز این ماجرا دارم فرار می‌کنم، فرار از طلسمی که دنبالم نیست؛ چون زنجیرهایش از گردنم آویزان است، من همراهم می‌بردمش. دلیل فرارم را همراهم می‌آورم . من چشمانم را به خون آغشته کرده‌ام و اکنون وقت زجرکشیدنم است.

  • نام کتاب: طلسم بصیرت
  • ژانر: ترسناک، معمایی
  • نویسنده: HadeS
  • صفحات: 104
دانلود رمان در پس یک پایان

خلاصه کتاب:

این داستان، داستان زندگی دختری است که در اوج زنانگی، هنوز رؤیاهای دخترانه‌اش را در سر دارد. دختری که در هنگام عبور قایق رؤیاهایش از امواج خروشان، در یک زندگیِ پرتلاطم در ترس و تردید است؛ چرا‌ که در دوراهی مسئولیت‌های سنگینش و رؤیاهایی که هنوز در سرش مانده‌اند، انتخاب امری بسیار دشوار است. درنهایت او با انتخاب به‌ظاهر درستش، دیگری را قربانی می‌کند. شاید انتخاب او در اولین نظر درست بود؛ ولی دریای خروشان زندگی‌اش، با این انتخاب به آرامش و عشقی که برای زندگی‌اش در نظر داشت، پایان می‌دهد؛ پایانی که هیچ کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند چه در انتظار دارد و هیچ کس نمی‌تواند بگوید در پس یک پایان، در زندگیِ وی چه خواهد شد.

  • نام کتاب: در پس یک پایان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: روشنک.آ
  • صفحات: 876
دانلود رمان سیتا

خلاصه کتاب:

سیاره‌ای گرد که در مرکزش حرارتی سرخ برافراشته بود. در افسانه‌ها می‌گویند حرارتش غیرقابلِ کنترل بود و وسعتش وصف‌ناپذیر! می‌گویند اهالی سیاره برای کم کردن این حرارت افول‌ناپذیر، دست به دامان اهورای بزرگ شدند و او تنها یک راه پیشنهاد داد. خارج کردن حرارت با ماده‌ای ناشناخته و مرموز. در افسانه آمده است این کار بسیار خطرناک بود و خارج از خطرات موجود، این ماده در اذهان عمومی هنوز ناشناخته و مقهور بود؛ طوری که در سنن قدیمی اهالی از این ماده دوری می‌کردند و آن را منحوس و مایه‌ی بدیمنی می‌دانستند و گاه برای دورکردن بلایا، با سوزاندن این ماده از اهورای بزرگ طلب بخشش می‌کردند. اما اهورای بزرگ، خارج از سنن، کاری خواسته بود و آن آغشته کردن دست‌های بزرگان به این ماده بود. اهالی برای بررسی وسعت این مشکل به نزد بزرگان سیاره رفتند. آنجا مردی بود به نام رکابد؛ وی مردی مؤمن و اهل عبادت بود و روزی نبود که نزد اهورا به ستایش برنخاسته باشد. رکابد در نزد اهالی به بالاترین درجه اعتماد رسیده بود و وقتی رکابد حرف میزد، اهالی سند را امضاشده مهر می‌کردند و آن روز رکابد گفت : - فردا بالای کوه می‌رویم و آن را آزاد می‌کنیم،. این ماده تنها راه نجات ماست . و آن ماده نامی نداشت جز «سیتا»!

  • نام کتاب: سیتا
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی، علمی_تخیلی
  • نویسنده: سارا اکبری
  • صفحات: 517
دانلود دلنوشته فقط دیبا بخواند

خلاصه کتاب:

دیبا؛ هر کس که بگوید از مرگ نمی‌هراسد، لاف می‌زند! دیبا؛ مرگ، سریال ترسناک نیست که هر جایش را که نخواستی، نگاه نکنی. مرگ، رمان ترسناک هم نیست که هر جایش را که ترسیدی، کتاب را ببندی و چند نفس عمیق بکشی و به خودت حالی کنی که داستانی بیش نیست! مرگ؛ هیچ است دیبا، هیچ! همین هیچی بودنش است که این گونه خوفناکش می‌کند. دیبا؛ با اعجاز کلمه نمی‌توان مرگ را توصیف کرد، مرگ را باید با گوش بشنوی، با چشم بچشی و با بینی، بشنوی!

  • نام کتاب: فقط دیبا بخواند
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سناتور
  • صفحات: 12
تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
ورود کاربران

تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
  • الهه خواجه علیممنون دوست عزیز......
  • نیکاعالیییییییییی عالییییییی عالیییییییییییییییی خیلی خوب بود...
  • ^~SARA~^خسته نباشید میگم خدمت نویسنده محترم🌹 رمان زیبایی بود و امیدوارم که اثرهای بیشتری...
  • Meysaخسته نباشید عالی بود...
  • Meysaخسته نباشید عالی بود...
  • Meysaخسته نباشید عالی بود...
  • Meysaخسته نباشید عالی بود...
  • Nazgol.Hممنون گل...
  • Nazgol.Hمرسی از نظرت عزیزم روحیه بخش بود...
  • Nazgol.Hممنون عزیزم...
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آمار سایت
  • 127 نوشته
  • 0 محصول
  • 940 کامنت
  • 106 کاربر
دسترسی سریع
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.