رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider1.jpg
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider2.jpg
رمان ۹۸
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان ۹۸ می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
اینجا محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
رمان ۹۸
دانلود رمان لیانای من

دانلود رمان عاشقانه لیانای من

⭐️ دانلود رمان لیانای من

⭐️خلاصه رمان لیانای من:

زندگی پر از فراز‌ و نشیب‌هاست! لیانای داستان ما هم گذشته‌ بسیار سختی رو پشت سر گذاشته و به امید اینکه آینده‌ی روشن‌تری داشته باشه، روزهاش رو می‌گذرونه اما تقدیر همیشه هم قرار نیست فقط و فقط ضربه بزنه، بلکه گاهی هم یک دفعه یک چیزایی رو بهت می‌ده که همیشه توی رویاهات می‌دیدی! لیانا هم طی اتفاقاتی معجزه‌ی واقعی رو حس می‌کنه و در این راه با افرادی خاص آشنا می‌شه که آینده‌ش رو رقم می‌زنن؛ خصوصاً کسی که عشقِ لیانا می‌شه.

⭐️ قسمت‌هایی از این رمان:

بالأخره پس از گذشت چندین ساعت، به فرودگاه فرانکفورت رسیدیم و خلبان اعلام کرد که باید پیاده بشیم. همهمه‌ای توی هواپیما ایجاد شد.
بچه‌ها رو صدا کردم و همه مشغول جمع کردن وسایلمون شدیم و به نوبت از هواپیما پیاده شدیم. پشت سرمون هم پسرها و در آخر؛ رایان و بهزاد و سایه. همه یک جا جمع شدیم.
حسابی خسته بودم و حس می‌کردم واقعاً بدنم داره تیکه تیکه می‌شه!
بهزاد و رایان مشغول صحبت با هم بودن و من اصلاً دلم نمی‌خواست به این پسره‌ نگاه کنم!
بهزاد رو کرد به دخترها -که همه یک گوشه ایستاده بودیم- و گفت:
-برید استراحت کنید. پنج ساعت دیگه همین جا جمع بشید، از هم جدا نشید تا همدیگه رو گم نکنید و وقتی هم که سر ساعت شد، همین جا باشید تا از پرواز عقب نمونیم، فهمیدین؟
همه تائید کردن و ما دخترها ازشون جدا شدیم. من سنگینی نگاه رایان رو حس کردم ولی اصلاً نگاهش نکردم و در کنار دخترها گام برداشتم و از دنیا پرسیدم:
-کجا می‌ریم؟!
-یه مکان داره اینجا برای عبادت و انجام کارای مذهبی؛ می‌تونیم اون جا کمی استراحت کنیم.
-چه خوب!
با رسیدن به مکانی که دنیا می‌گفت، همه داخلش شدیم و جمع شدیم یه گوشه که من دیگه نمی‌تونستم چشم‌هام رو باز نگه دارم و دراز کشیدم. هم‌زمان با من، همه دخترها دراز کشیدن و من با خیال راحت، چشم‌هام رو بستم و خودم رو سپردم به خواب…
***
-هی دختر! بیدار شو… لیانا؟
چشم‌هام رو باز کردم و کش و قوسی به بدنم دادم. دنیا بود که تندتند صدام می‌کرد و وقتی دید چشم‌هام بازه، بازوم رو گرفت و بلندم کرد:
-پاشو. نیم ساعت دیگه حرکته! خیلی خوابیدی!
گیج نگاهی به اطرافم کردم که دیدم دخترها همه بیدارن و بعضی‌هاشون دارن آرایش می‌کنن و بعضی‌ها هم
هنوز گیج خوابن… خنده‌م گرفته بود.
برخاستم و به همراه نفیسه و تامیلا و آذر، به سرویس رفتیم و پس از شستن صورتم و انجام کارهامون، باز به همون مکان برگشتیم و من از آتوسا لوازمش رو گرفتم و آرایش کردم؛ چون لوازمم رو گذاشته بودم توی چمدون و همراهم نبودن. بعد از اون، همه در کنار هم به سمت جایی رفتیم که قرار بود همون جا جمع بشیم.
پسرها همه جمع بودن و منتظر ما که با دیدنمون خیالشون راحت شد. من روی صندلی‌ها نشستم تا شماره پروازمون رو بخونن؛ چون یکمی خوابیده بودم، واقعا سرحال‌تر بودم.
ژینا آبمیوه‌ای به سمتم گرفت.
-بیا اینو بخور.
ازش گرفتم و تشکر کردم. با طعم پرتقال بود و واقعاً بهم مزه داد بعد از خواب.
با خوندن شماره پرواز، باز هم همگی به سمت هواپیما رفتیم و مثل قبل نشستیم سر جاهامون. من واقعاً از این همه معطلی توی هواپیما، حوصله‌م سر رفته بود!
هدفونم رو توی گوشم گذاشتم و کمربندمم بستم که هواپیما مثل دفعه قبل، با تکون خوردن‌های شدید اوج گرفت و کمی بعد، عادی به راهش ادامه داد.
آهنگی رو پِلی کردم و سرم رو تکیه دادم به صندلی و چشم‌هام رو بستم.

⭐️ رمان های پیشنهادی : 

رمان ماه پسند | ronak.a کاربر انجمن رمان ٩٨

رمان به فاصله یک رویا | M£R کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان آنیای شهبانو | marjan.h کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان آخرین قدم‌ های‌ راه | فاطمه مقاره کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان خاطرات نوجوانی | Hannaneh

رمان اختر دختر زیبای قاجار | الی نجفی فر

⭐️ دلنوشته های پیشنهادی : 

 دلنوشته جبری به نام اختیار | anita.a

دلنوشته الف تا ی | ~Yäs

دلنوشته من | سامیار زاهد

 

 

⭐️ نظر شما در مورد دانلود رمان لیانای من چیست؟

نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

⭐️برای عضویت در انجمن رمان ۹۸ کلیک کنید.⭐️

در صورت نیاز رمز فایل: roman98.com


مارا در اینستاگرام دنبال کنید

کانال انجمن ما 

  • اشتراک گذاری
خلاصه اثر

زندگی پر از فراز‌ و نشیب‌هاست! لیانای داستان ما هم گذشته‌ بسیار سختی رو پشت سر گذاشته و به امید اینکه آینده‌ی روشن‌تری داشته باشه، روزهاش رو می‌گذرونه اما تقدیر همیشه هم قرار نیست فقط و فقط ضربه بزنه، بلکه گاهی هم یک دفعه یک چیزایی رو بهت می‌ده که همیشه توی رویاهات می‌دیدی! لیانا هم طی اتفاقاتی معجزه‌ی واقعی رو حس می‌کنه و در این راه با افرادی خاص آشنا می‌شه که آینده‌ش رو رقم می‌زنن؛ خصوصاً کسی که عشقِ لیانا می‌شه.

مشخصات اثر
  • نام اثر
    لیانای من
  • نویسنده
    مهدیه مومنی
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • طراح کاور
    ~PARLA~
  • ویراستار
    گروه ویراستاران
  • تعداد صفحات
    543
  • منبع تایپ
    انجمن رمان 98
لینک های دانلود
کامنت های این محصول
  • ~BAHAR. SH~
    جمعه ۴ تیر ۱۴۰۰ | ۲۲:۱۲

    ❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹🌹

  • ~BAHAR. SH~
    جمعه ۴ تیر ۱۴۰۰ | ۲۲:۱۳

    ❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹🌹
    عالیه

  • saghar
    شنبه ۵ تیر ۱۴۰۰ | ۱۶:۵۹

    عالی بود
    موفق باشید

  • فاطمه قاسمی
    یکشنبه ۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۰:۴۸

    خسته‌نباشید:)

  • ASaLi_Nh8ay
    یکشنبه ۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۱:۴۸

    زیبا بود.
    خسته نباشید.

  • Elnaz
    چهارشنبه ۹ تیر ۱۴۰۰ | ۱۳:۵۱

    خسته نباشید بانو

  • bianka
    پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | ۱۵:۱۳

    سلام چطور میشه عضو شد؟

  • bi nhayat. 83
    دوشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۴۰

    عالی بود.
    خسته نباشید.

  • زهرا.م
    سه شنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰ | ۲۱:۴۹

    خسته نباشید ♥

  • *Z.A.H.R.A*
    سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰ | ۱۵:۴۴

    مهدیه عزیز خسته نباشید😘
    لذت بردیم از رمان زیباتون🌹

  • Ryhanh
    سه شنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۰۸

    قشنگ بود.

  • KosAr MosaVi
    دوشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۰ | ۰۶:۱۴

    عالی

  • zahra
    دوشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۴۲

    زیبا بود خسته نباشید

  • reihaneh radfar
    چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۰ | ۲۱:۰۱

    خیلی هم زیبا
    موفق باشید

تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
ورود کاربران

تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
  • زهرا.مداستان‌هایی بسیار جذاب ترجمه زیبا و روان خدا قوت♡...
  • NAZI_KHعالی♡ خسته نباشید♡...
  • *Z.A.H.R.A*پگاه جان خسته نباشید🤗 قلم خوبی دارید🤗 رمان زیبایی بود🤗😘...
  • *Z.A.H.R.A*مترجم عزیز خسته نباشید🤗😘 داستان جالب و جذابی بود.🌹 موفق باشید....
  • ~متینا کوثری~عالی بود. خسته نباشید 🌹...
  • ~متینا کوثری~عالی بود. خسته نباشید❤...
  • ~متینا کوثری~خیلی عالی بود عزیزم خسته نباشی...
  • فاطمه قاسمیخسته نباشی گلم. خیلی زیبا بود ان‌شالله موفقیت های بیشترت عزیز دل...
  • فاطمه قاسمیبسیار عالی خسته نباشید....
  • ~BAHAR. SH~عالیه خسته نباشید همکاران عزیزم...
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آمار سایت
  • 117 نوشته
  • 0 محصول
  • 829 کامنت
  • 19 کاربر
دسترسی سریع
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.