رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider1.jpg
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider2.jpg
رمان ۹۸
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان ۹۸ می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
اینجا محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
رمان ۹۸
دانلود رمان منی دیگر

دانلود رمان منی دیگر

خلاصه:

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

دختری بود، چش عسلی، پیرهن پری

ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت

زندگیش قشنگ نبود میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود

پدرش پدر نبود

سهمش از زندگی جز ، روزای دربه در نبود

روزی از همین روزا روزای خوب خدا

یکی اومد، در خونشون رو زد

درو وا کرد و نگاهش، به ته کوچه رسید

خود خوشبختی رو دید گل حسرت تو دلش خشکید …

قسمت هایی از رمان:

ــ ﻋﺠﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ اﯾﻦ آﻗﺎ ﺳﯿﻨﺎی ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﺮوار ﺷﺪه.

ﺳﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ:

ــ ﭘﺮوار ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺎق؟

ــ آره دﯾﮕﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺗﭙﻞ ﻣﭙﻞ. اﻟﺒﺘﻪ در ﻣﻮرد ﺣﯿﻮاﻧﺎت اﻫﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎرﺑﺮد داره.

ﺧﻨﺪه ﺳﯿﻨﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ:

_ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺟﻨﺴﯽ.

ﻣﺮﯾﻢ ﺟﻮن ﻫﺮ روز ﺑﺮام ﮐﻠﯽ ﺳﯿﺐ زﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮخ ﮐﺮده ﮐﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻘﺸﻢ درﺳﺖ ﻣﯽ ﮐرد.

ﺳﯿﻨﺎ ﻫﻢ ﻏﻢ داﺷﺖ. اﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺶ، ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺻﺪاﯾﺶ ﻏﻢ دارد. ﺣﺘﯽ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﯾﺶ…

ﺑﻬﺰاد ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺟﻤﻊ را ﺗﺮک ﮐﺮد. ﺑﯿﺘﺎ ﻇﺮﻓﻬﺎ را ﺷﺴﺖ و اﺻﺮار ﻣﻦ ﺑﺮای ﮐﻤﮏ ﮐﺮدﻧﺶ ﻓﺎﯾﺪه ای ﻧﺪاﺷﺖ.

ﮐﺎرﻫﺎ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم ﺷﺪ ﺳﯿﻨﯽ ﭘﺮ از ﭼﺎی را دﺳﺖ ﺑﯿﺘﺎ دادم.

از اﯾﻨ ﮑﻪ ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﺸﻮن ﺑاشم، از اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻘﺼﺮ ﻫﻤﻪ دردﺳﺮ ﻫﺎی اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻢ و ﺑﯽ ﺧﯿﺎل ﺑﯿﻨﺸﺎن ﭼﺎی ﺻﺮف ﮐﻨﻢ، ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪم .

از اﯾن که ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﺸﺎن وﺻﻠﻪ ﻧﺎﺟﻮر ﺑﻮدم دﻟﻢ ﻓﺸﺮده ﻣﯽ ﺷﺪ.

ــ ﻣﺮﯾﻢ ﺟﺎن ﺧﻮدﺗﻢ ﺑﯿﺎ.

وﻟﯽ اﯾن جور، ﻋﻤﯿﻖ ، ﮐﺎش ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺑﻮدی! ﺑﯿﺘﺎ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺻﺪا ﮐﺮد و ﭼﺸﻢ ﻫﺎی ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻬﺰاد ﺑﻪ ﺳﻤﺘﻢ ﮐﺸﯿﺪه ﺷﺪ .

ﮐﺎش اﺧﻢ داﺷﺘﯽ و ﺧﺎﻟﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﺮدی. ﻣﻌﺬب ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﺸﺎن ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ .

ﺳﯿﻨﺎ از ﮐﻨﺎر ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و ﮐﻨﺎرم ﻧﺸﺴﺖ . ﺳﯿﻨﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ را ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ .

ﺗﻤﺎم ﻣﺪت ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎﯾﺸﺎن ﺣﻮل ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻬﺰاد، ﺑﻪ ﮔﻞ ﻫﺎی ﻗﺎﻟﯽ ﭼﺸﻢ دوﺧﺘﻢ .

دروغ ﭼﺮا ﺟﺮأت ﻧﮕﺎه ﮐﺮدن ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺶ را ﻧﺪاﺷﺘﻢ.

ــ داداش ﻣﮕﻪ دو ﺳﻮم اون ﺷﺮﮐﺖ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ؟

ﺑﻬﺰاد ﺳﺮ ﺗﮑﺎن داد:

ــ آره ﺳﻬﻢ ﻣﻨﻪ وﻟﯽ ﺗﺎ ﺑﺨﻮاﯾﻢ ﺷﺮﮐﺖ رو ﻣﻨﺤﻞ ﮐﻨﯿﻢ و ﭘﻮﻟﺶ دﺳﺘﻢ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از دو ﻣﺎه زﻣﺎن ﻣﯽ ﺑﺮه.

ﻧﻔﺴﺶ را ﺑﯿﺮون داد:

ـ ﺗﺎ ﻣﺎ رو داری ﻏﻢ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎش. ﻣﺎﺷﯿﻦ و ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻨﻢ ﻫﺴﺖ.

ﺑﯿﺘﺎ ﺣﺮﻓﺶ را ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮐﺮد. ﻣﺤﻤﺪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦِ ﻣﻌﺬب و ﺻﺎف ﻧﺸﺴﺘﻪ اﻧﺪاﺧﺖ و ﻣﺮدد ﭘﺮﺳﯿﺪ:

ــ ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺮﻓﺘﻨﺖ ﻗﻄﻌﯽ ﺷﺪه؟

ﻧﮕﺎه ﺑﻬﺰاد روی ﺻﻮرﺗﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪ و ﻧﮕﺎه ﺳﯿﻨﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎی ﺑﻬﺰاد:

ــ ﻫﻨﻮز ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ.

آب ﺟﻤﻊ ﺷﺪه دﻫﺎﻧﻢ را ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪم . ﻫﻨﻮز ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد .دﯾﺪی ﻣﺮﯾﻢ، ﺷﻨﯿﺪی ! ﻫﻨﻮز ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد.

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و ﮔﻔﺖ:

ــ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺗﻮ ﺣﯿﺎط ﻗﺪم ﻣﯽ زﻧﻢ.

ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ و ﺗﻘﺪﯾﺮم ﮐﻪ ﺳﯿﺎﻫﯿﺶ ﺗﺎ ﺳﭙﯿﺪی اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﮐﺸﯿﺪه ﺷﺪه ﺑﻮد .

ﻫﻤﻪ ﻣﺸﮑﻼت ﺟﺪﯾﺪ اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻮد . ﻣﻦ ﺧﻮد ﺑﺤﺮان ﺑﻮد.

ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﻫﻮز ﻏﺮوب ﻧﮑﺮده ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﯿﺘﺎ و ﻣﺤﻤﺪ رﻓﺘﻨﺪ .

ﺑﯿﺘﺎ از ﺑﻌﺪ از رﻓﺘﻦ ﻋﻤﻪ ﺧﺎﻧﻢ، ﺳﺮد ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﯽ ﮐﺮد . ﺣﻖ داﺷﺖ.

ﺑﻬﺰاد ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد اﮔﺮ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ وام ﺟﻮر ﮐﻨﻢ، ﺧﺎﻧﻪ را ﻣﯽ ﻓﺮوﺷﻢ و از ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺮف ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺘﺎ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮد.

ﺑﻌﯿﺪ ﻧﺒﻮد اﮔﺮ ﺳﯿﻨﺎ ﻫﻢ از ﻣﻦ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ .

ﺳﯿﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎم ﺑﭽﮕﯿﺶ، دﯾﻮار ﻋﻤﻪ ﺧﺎﻧﻤﺸﺎن را ﺳﯿﺎه ﮐﺮده ﺑﻮد.

ﮐﺎش ﻫﻮﻣﻨﯽ ﻧﺒﻮد .

ﮐﺎش ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻠﺘﺮ ﻫﺎ زن اﮐﺒﺮ ﺷﺼﺖ ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪه ﺑﻮدم و و ﻗﻠﻢ ﺳﯿﺎه ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ، زﻧﺪﮔﯽ آرام اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻮاده را ﮐﺞ و ﻣﻌﻮج، ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮد. ﮐﺎش ﻫﯿﭻ وﻗﺖ ﻧﺒﻮدم.

دانلود رمان های پیشنهادی رمان منی دیگر:

رمان تنهایی عشق | مائده حسن‌پور کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان زخم های سرنوشت | پریا خبازی کاربر انجمن رمان ۹۸

دانلود رمان دنیای این روزای من

دانلود رمان فرار از احساسات ویژه رمان ۹۸

 

در صورت نیاز رمز فایل: Roman98.com

نظر شما در مورد دانلود رمان منی دیگر چیست؟

نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

  • اشتراک گذاری
خلاصه اثر

مریم دختری است که دیگر قبول کرده سرنوشت شومی دارد.

پدرش می‌خواهد او را به ازدواج مردی درآورد. مردی که شصت سالی از او بزرگ تر است؛ اما...

مشخصات اثر
  • نام اثر
    منی دیگر
  • نویسنده
    red rose
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، تراژدی
  • طراح کاور
    Es_shima
  • منبع تایپ
    نودهشتیا
لینک های دانلود
کامنت های این محصول
  • مائده
    چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ | ۱۴:۲۴

    خوب بود

تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
ورود کاربران

تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
  • فاطمه قاسمیمرسی عزیزجان ممنون:)...
  • Artiخیلی زیبا!نویسنده جان قلمت پایدار!...
  • فاطمه قاسمیسلامت باشی زهراجانم! لطفت داری ممنون :)...
  • فاطمه قاسمیمرسی کوثرجان ممنون که وقت گذاشتی نظر لطفته :)...
  • فاطمه قاسمیمتشکرم مرسی :)...
  • *Z.A.H.R.A*خسته نباشی خوشگل خانم😘 رمان زیبایی بود، لذت برم از خوندنش ان‌شاءالله کارهای بیشت...
  • mohammad aminفعلا خلاصه شو خوندم بسیار عالی بود... به امید موفقیت های روز افزون شما دوست عزیز...
  • سيده کوثر موسویمن این رمان رو خوندم واقعا عالی هستش خسته نباشی فاطمه جون...
  • فاطمه قاسمیمتشکرم لطف دارید جناب!...
  • فاطمه قاسمیمرسی نازی جان....
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آمار سایت
  • 110 نوشته
  • 0 محصول
  • 778 کامنت
  • 15 کاربر
دسترسی سریع
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.