| دوشنبه 25 اسفند 1399 | 17:19
رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان کلاغ زاده ( جلد اول)

دانلود رمان اجتماعی کلاغ زاده ( جلد اول)

دانلود رمان کلاغ زاده ( جلد اول)

خلاصه رمان کلاغ زاده (جلد اول):

نارون، همان کلاغ بد شگونی‌ است که به خیالش هر فراز و نشیب‌ زندگی‌‌ را با قدم‌هایش بر هم می‌ریزد

و اما؛ کسی از جنس عشق در قعر سیاهیِ روزهایش‌ ناجی‌اش می‌شود!

ریسمان‌های در هم پیچیده‌ای از عشقشان گاه به زندگی‌اشان استحکام می‌بخشد و گاهی دیگر لغزش است که این ریسمان‌ها را رها می‌کند.

 

قسمت‌هایی از رمان:

روزهایم خو گرفته‌اند به زوزه‌‌ی گرگ‌های بیابان؛ یا شاید هم ناله‌ی سگ‌های گرسنه در سوزِ زمستانیِ طاقت‌ فرسا…
کلاغ‌ها‌ صدا می‌دهند و این یعنی رگه‌های مردن کسی در قوممان قرار است بپیچد و کفتارها نخستین حاضرانی هستند که لاشه‌ی جسمش را متلاشی می‌کنند!

سـ*ـینه‌ام از فشار اندوهی ندانسته نبض می‌گیرد و هر لحظه امکان تکه‌، تکه شدنش بیشتر می‌شود.
چشم می‌بندم و به صدایِ جیرجیرک‌های آواز خوان کنار چادر گوش می‌سپارم.

هماهنگ صدا می‌دهند و هر شب هم به تعداد‌شان افزوده‌تر می‌شود.
شب پر از تکرار و بی‌قراری‌ست، پُر از سیاهی و خاموشی است!

آسمان روستایمان دیگر جایی برای حضور ستاره‌ها ندارد. شاید هم زیادی شلوغ و دست‌ و پاگیر شده‌اند.

ناگهانی دلم‌ پر می‌کشد برایِ آسمان شهر تهران و باغ آقا جانم!
پلک می‌زنم و چهره‌ام را در آیینه‌ی چرک‌ آلودِ بی‌بی‌ سلطان برانداز می‌کنم.

پرستوهایِ چشمانم سالیان درازی‌ست که خداحافظی کرده‌اند، یا بهتر است بگویم:
-آن‌ها از حضور کلاغ‌های شومِ بی‌رحم، ترسیده دست به خودکشی زده‌اند!

با رفتنِ بانو همه بدون اتلاف وقت، خداحافظی کرده و برای همیشه تنهایم گذاشته‌اند.
آه سنگینم را از میان نفس‌های داغی که از بدبختی‌هایم سرچشمه می‌گیرد خالی کرده و برای بار آخر، شکل و شمایلم را در آیینه‌ی کدر بررسی می‌کنم.

خوفی عمیق در استخوان‌های تنم می‌دود و تا به گلوگاهم می‌رسد.
خوب می‌دانستم که دوباره بغض بی‌خانمان در نزده قصد وارد شدن به گلویم را دارد‌.
صدا می‌آمد! صدای کشیده شدن پای کسی روی خاک و گِل‌های اطراف چادر می‌آمد.

از چهره‌ام روی گرفتم و به دندانه‌های چوبی چادر سیاه رنگی که باعث بسته شدنش می‌شد، چشم دوختم. صدای قدم‌هایش نمی‌توانست برای یک حیوان وحشی‌‌ای باشد!
سایه‌اش تا به داخل نقش بست و قامت بلندش هویدای نشانی‌اش در ذهنم‌ شد.
نفس حبس شده‌ام را با خیالی راحت خالی کرده و بی‌حرکت منتظر ماندم.

دستش را متوصل به پای شَلش کرد و چند قدمی به سمت جلو کشاندش. دیگر به یقین رسیده بودم که خودش است؛ اسحاق!
بینی منقاری شکل و ابروهای کم‌پشتش، لــباس‌های پاره پوره‌اش و موهای فرش همگی دیدنی بودند.

صدای نفس‌های تند و تیزش دوید و باری دیگر گلویم را فشرد.
-شهیفه، شهیفه باز کن اومدم ببرمت!

حرصی به جلو رفتم، چین‌های بلند لــباسِ سیاه‌‌خاکستری‌ام را با پای راستم جمع کردم و با دست چپ، دندانه‌ها را ناگهانی گشودم.
با باز شدن دندانه‌ها، نگاهم میخ لــب‌های کبودش شد. نزدیکی به این لــب‌ها، آغاز یک فاجعه بود برایم! آغاز یک مرگ، بدبختی، مصیبت!

حفره‌های بینی‌اش با حرص باز و بسته می‌شدند؛ کمی جلو آمد و نفس‌ زنان گفت:
-باز من رو بهم ریختی؟! تو آخر دیوانه‌ام می‌کنی دختر! نگاه، نگاه چشم‌های سبزش رو!

نگاه از لــب‌های سیاه و ترک خورده‌اش گرفتم و به چشمان سورمه کشیده‌‌‌اش زل زدم.
بی‌شک، شیطان در این چشم‌ها خانه کرده‌ است که تا این حد خوفناک‌اند. چشمان سیاه حریصش، نگاه مشتاقش، غثیان را برایم به همراه داشت.

-حرف که نمی‌زنی؟ ها؟ باشه نزن! بریم زیر یه چادر درست می‌شه. شاید هم تا اون وقت‌ها شد که خانه‌دار هم بشیم، ها؟ خدا رو چه دیدی…
 کمی نزدیک‌تر از قبل شد. گرگِ چشمانش، قصد دارد که وحشیانه تنم را بدرد!
از لهجه‌ی غلیظ حرف زدنش بی‌زار بودم، مانند یک روستایی اصیل حرف می‌زد و نمی‌توانست کلمه‌های فارسی را درست بیان کند.

 

دانلود رمان های پیشنهادی رمان کلاغ زاده:

دانلود رمان سکوت شیشه ای

رمان طغیان تاریکی (جلد دوم خیزش تاریکی) | ES_SHiMA کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان این بود زندگی | سمیه سادات هاشمی جزی کاربر انجمن رمان ۹۸

دانلود رمان شبنم عشق

به علت چاپ کتاب لینک دانلود برداشته شد. برای ارتباط با نویسنده عضو انجمن شوید.

نظر شما در مورد دانلود رمان کلاغ زاده چیست؟

لطفا با گذاشتن دیدگاه نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

 

در صورت نیاز رمز فایل: roman98.com

+۱۵۲
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: کلاغ زاده
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: نوشین سلمانوندی
  • ویراستار: ویراستاران انجمن رمان 98
  • طراح کاور: Afshin Javan
  • تعداد صفحات: 291
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
  • 295 روز پيش
  • Es_Shima
  • 22,360 بازدید
  • ۵ نظر
https://roman98.com/?p=7274
لینک کوتاه مطلب:
درباره Es_Shima
شیما اسماعیلی نویسنده، شاعر، منتقد حرفه‌ای و معاونت کل سایت رمان ۹۸! علاقه‌مند به برنامه نویسی، کتاب، فلسفه و...
نظرات این مطلب
  • shiva
    یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۱

    به خاطر قلم خوب نویسنده و ایده ی نسبتا جدیدش واقعا از خوندن این رمان لذت بردم.
    خسته نباشید🌷

    +۷۲
  • پرنده سار
    چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۰

    خسته نباشید ^)

    +۶۶
  • نیهان
    پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۹ | ۰۴:۰۴

    عالییییی…جلد دوم رو کجا دانلود کنم

    +۵۷
  • ℳahla
    چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۵۰

    خسته نباشی نوشین عزیز:)

    +۴۴

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
امکانات سایت
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • ~Roya~ : سلام لینک ها گذاشته شدند♥️...
  • Ghazaleh.A : تبریک می‌گم هادس.. واقعا عالی بود:)! من ژانر ترسناک نمیپسندم قبلا هم گفتم، ولی ا...
  • Mahya : طرح داستانی و نگارش خیلی عالی رمان خوندنی از زمزمه ساخته. خسته باشی نویسنده جآن...
  • Afsa : آفرین خدا قوت حنانه جون ❤...
  • Afsa : خسته نباشید خدمت هادس جون ان شالله موفق و موید باشی ❤...
  • ~Roya~ : سلام عزیزم وقت بخیر با عضویت توی انجمن میتونی با نویسنده ها ارتباط برقرار کنی از...
  • paria : و ببخشید اینو نمیدونم که چجوری میشه با نویسنده ها ارتباط برقرار کرد؟...
  • paria : این رمان اخرش اینجور که نوشته تموم نمیشه. یعنی ادامه نخواهد داشت و نویسنده تموم...
  • ! SÂEEƊEӉ ! : خسته نباشی خط‌خطیِ کوچک :)♥...
  • Mahla_Bagheri : موفق باشی عزیز🌹...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.