| یکشنبه 13 تیر 1400 | 04:53
رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
رمان 98
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
رمان 98
رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
دانلود رمان سیتا
خلاصه کتاب

سیاره‌ای گرد که در مرکزش حرارتی سرخ برافراشته بود. در افسانه‌ها می‌گویند حرارتش غیرقابلِ کنترل بود و وسعتش وصف‌ناپذیر! می‌گویند اهالی سیاره برای کم کردن این حرارت افول‌ناپذیر، دست به دامان اهورای بزرگ شدند و او تنها یک راه پیشنهاد داد. خارج کردن حرارت با ماده‌ای ناشناخته و مرموز. در افسانه آمده است این کار بسیار خطرناک بود و خارج از خطرات موجود، این ماده در اذهان عمومی هنوز ناشناخته و مقهور بود؛ طوری که در سنن قدیمی اهالی از این ماده دوری می‌کردند و آن را منحوس و مایه‌ی بدیمنی می‌دانستند و گاه برای دورکردن بلایا، با سوزاندن این ماده از اهورای بزرگ طلب بخشش می‌کردند. اما اهورای بزرگ، خارج از سنن، کاری خواسته بود و آن آغشته کردن دست‌های بزرگان به این ماده بود. اهالی برای بررسی وسعت این مشکل به نزد بزرگان سیاره رفتند. آنجا مردی بود به نام رکابد؛ وی مردی مؤمن و اهل عبادت بود و روزی نبود که نزد اهورا به ستایش برنخاسته باشد. رکابد در نزد اهالی به بالاترین درجه اعتماد رسیده بود و وقتی رکابد حرف میزد، اهالی سند را امضاشده مهر می‌کردند و آن روز رکابد گفت : - فردا بالای کوه می‌رویم و آن را آزاد می‌کنیم،. این ماده تنها راه نجات ماست . و آن ماده نامی نداشت جز «سیتا»!

دانلود رمان یتیم خانه مرگ
خلاصه کتاب

یه روزی چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی می‌کنند؛ متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی واسشون میافته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاق‌ها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه‌ی بازدید و تحقیق درباره‌ی یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا می‌پیوندن. بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمی‌تونید بکنید!

دانلود رمان آندلس
خلاصه کتاب

 دختری که وارد دنیای عجیبی می‌شه؛ زندگی‌هایی که به وجود اون بستگی دارند و سرزمینی که صد سال منتظر مونده . حقایقِ تلخی که به زودی آشکار خواهند شد و زندگی دخترک را تغییر خواهند داد !

  • 36 روز پيش
  • ~Roya~
  • 739 بازدید
  • ۹ نظر
دانلود رمان هیچکسان
خلاصه کتاب

 این رمان داستان زندگی یه پسر به اسم بهـــراد هست که بعد از مدتی متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه(که ممکنه شیطانی باشن). بعد از مدتی به پیشنهاد اطرافیانش به یه نفر که مشهوره با جن ها در ارتباطه مراجعه می کنه و متوجه میشه گروهی از جن های یهودی در صدد آسیب رسوندن به اون هستن و ...

  • 48 روز پيش
  • ~Roya~
  • 356 بازدید
  • ۵ نظر
دانلود رمان بمیر
خلاصه کتاب

مرگ! کلمه‌ای که مو را به تن آدم سیخ می‌کند! انتقام! تلافی! دختری که تقاص می‌دهد! دختری که به پای گذشته‌اش می‌سوزد! اشتباهی در کودکی... دنیای جوانی‌اش را ویران می‌کند! صدای زجه‌هایش در خنده‌هایی که بوی مرگ می‌دهد، گم می‌شود! آیا پونه از این سایه‌ی شوم رهایی می‌یابد؟!

  • 52 روز پيش
  • ~Roya~
  • 695 بازدید
  • ۲ نظر
دانلود رمان ابر خون آشام
خلاصه کتاب

«رؤیاها ساخته شده‌اند تا برآورده شوند!» رؤیاهایت بزرگند؟ کوچکند؟ اصلاً هیچ رؤیایی داری؟ رؤیاداشتن زیباست؛ اما نکته‌ای هم وجود دارد. همیشه در خوبی، بدی هم هست. در روشنایی، سیاهی پرسه می‌زند. در زیبایی، زشتی نهفته است وَ... در رؤیا، کابوس نیز پنهان است! پس مراقب رؤیاهایت باش، قبل از اینکه به‌سمت تباهی برود!

دانلود رمان پیدایش پنهان
خلاصه کتاب

داستانی از چهار دوست و یا شاید چهار دشمن! چهار نفر که سرنوشتشان به‌هم وابسته‌است و… دختری از تبار آتش و دختری از اجداد کنترل کنندگان آب، پسری به خاکی خیابان و پسری از جنس صاعقه! قصه‌ای از چهار راز در وجود چهار الهه! شاید دگر وقت پیدایش پنهان‌هاست...که می‌داند؟

  • 78 روز پيش
  • ~Roya~
  • 1,213 بازدید
  • ۴ نظر
دانلود رمان انقراض نسل جاودان
خلاصه کتاب

جهنم پشت این دیوار است! با نقش فریبنده‌اش بوی خون می‌دهد؛ بوی خون انسان‌هایی که هرگز برنگشتند! انسان‌هایی که مانند ما نفس می‌کشیدند، زندگیشان را می‌کردند و حال تماشا کن؛ چه سردرگم می‌چرخند! اهمیت ندارد تو که هستی، از زندگی‌ات سیر شده‌ای یا به دنبال آرزوهایت می‌دوی؛ تو تنها خواهی مُرد! مرگ؛ در تقاص با جاودانگی!

  • 88 روز پيش
  • ~Roya~
  • 745 بازدید
  • ۸ نظر
دانلود رمان هنری جونز
خلاصه کتاب

هشتصد سال از فرستاده شدن او به زمین می‌گذرد؛ دائم مشغول از بین بردن موجوداتی است که بدون فرمان خداوند به زمین آمده‌اند. هنری‌جونز، زمانی که در آسمان، درحال انجام وظیفه بود، مرتکب گناهی بزرگ شد و خداوندیکتا، او را برای مجازات به زمین تبعید کرد، تا شاید توبه کند. او دو راه بیشتر ندارد؛ یا طلب آمرزش کند و به آسمان برگردد یا تا آخر‌الزمان در زمین بماند و موجودات غیرارگانیک را به دنیای خودشان بازگرداند و درآخر، به جهنم پای بگذارد.

دانلود رمان ستون فقرات شیطان
خلاصه کتاب

یه دختر که میون یه دنیای ترسناک گیر میفته! یه دختر که توی این خونه نفرین شده اسیر شده و با تمام وجود آرزوی مرگ می کنه. یه دختری که از جای جای اون خونه می ترسه. یه دختر که از لالایی های کودکانه هم می ترسه. از عروسک های پارچه ای! این دختر از همه چیز " وحشت " داره! از شیطانی که اون جا زندگی می کنه و اون هر لحظه با چشمش ستون فقرات شیطان رو با چشم مشاهده می کنه!

  • 96 روز پيش
  • ~Roya~
  • 528 بازدید
  • ۲ نظر
تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
امکانات سایت
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آخرین نظرات
  • ~Roya~ : سلام دوست عزیز، برای انتشار دلنوشتتون ابتدا باید عضو انجمن رمان 98 بشید، پس از ع...
  • tara : سلام من چطوری دلنوشتمو انتشار بدم؟...
  • ~Roya~ : سلام دوست عزیز، باید فرم عضویت رو دقیق طبق اونچه که نوشته شده پر کنید خیر، اعداد...
  • ~Roya~ : سلام دوست عزیز وفت بخیر فرم عضویت در انجمن رمان 98 رو با دقت پر کنید و عضو انجمن...
  • بردیا : حداقل بگین پایانش خوش نیس تا نخونم.ولی بازم ممنون از رمانتون و خیلی زیبا بود...
  • Elnaz : مثل همیشه عالی! خسته نباشی رویا جان...
  • Elnaz : خسته نباشید...
  • Elnaz : خسته نباشید...
  • المیرا : خوب بود اما اگر یکم ب داستان پر و بال میدادید جذاب تر میشد در کل برای نیم ساعت و...
  • Elnaz : ان‌شالله کار های بیشتر عزیزم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.