رمان ۹۸ | دانلود رمان
رمان نودهشتیا، مرجع نوشتن و دانلود رمان جدید
رمان کافه آرزوها
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider1.jpg
  • https://roman98.com/wp-content/themes/romancity-woo/images/slider2.jpg
رمان ۹۸
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان ۹۸ می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
اینجا محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر کتاب هایتان به ما بپیوندید!
رمان ۹۸
دانلود رمان یتیم خانه مرگ

دانلود رمان ترسناک یتیم خانه مرگ

⭐️ دانلود رمان یتیم خانه مرگ

⭐️خلاصه رمان یتیم خانه مرگ:

یه روزی چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی می‌کنند؛ متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی
واسشون میافته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاق‌ها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به
بهانه‌ی بازدید و تحقیق درباره‌ی یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا می‌پیوندن.
بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمی‌تونید بکنید!

⭐️ قسمت‌هایی از این رمان:

با شنیدن صدای جیغ به بالا پریدم. نگاهی به اطراف انداختم. چشمم به لیلی و توسکا که می‌خندیدند؛ افتاد.
آوا هم مثل منگل‌ها ادا در می‌آورد.
با حرص بالشتم رو به سمتشون پرت کردم که توسکا گرفت.
توسکا با لبخند گفت:
– جونم خواهری..
آوا اخم ساختگی کرد و عصبی گفت:
– کارت زشت بود لیلی! چرا جیغ کشیدی؟
لیلی مظلومانه گفت:
– خب قلقلکم دادی!
دستم رو به نشونهی سکوت بالا آوردم.
-خفه، بیشعورید دیگه، مگه الان وقت صبحونتون نیست؟ گمشید برید صبحونه بخورید.
پتو رو کنار زدم.
زمزمه کردم:
– سر صبح گند میزنند به اعصاب آدم!
توسکا کنجکاو نگاهم کرد و لـ*ـب زد:
– تو چی؟
تکهایی از موهای طلاییم رو که جلوی صورتم افتاده بود پشت گوش زدم و جوابش رو دادم:
-من نمی‌خورم. میرم یه دوش بگیرم. کمی سرحال شم.
توسکا جدی گفت:
– آره آره، دیشب شب جمعه بود. باید غسل کنی.
خودشون به خودشون خندیدن. دهن کجی کردم و با اخم گفتم:
– کی به کی میگه؟ هه…
سه تاشون سمت در رفتن و خارج شدن. وارد حموم شدم. به خودم توی آیینه نگاهی انداختم. خوشگل بودم!
یعنی ما، چهارتاییمون خوشگل بودیم. ولی، وقتی پدر و مادری نداری و یتیم باشی؛ زیباییت یه چه دردت
می‌خوره؟
مدیر یتیم خونه همیشه می‌گفت که حیف این زیبایی که خدا به شما بی‌ پدر مادرها داده. هر بار با این حرفش
بدجور دل ما رو می‌شکست. ولی، مجبور بودیم تحمل کنیم. مجبور بودیم به روی خودمون نیاریم! حقیقت
همیشه تلخ بود. ما واقعا بی پدر مادر بودیم!
لباسام رو کندم. دوش آب گرم رو باز کردم و زیر دوش رفتم. موهام رو یه طرفم انداختم و دستی به گردنم
کشیدم.
صدای باز و بسته شدن در اومد. حتماً دخترها بودند.
بعد از اتمام حموم، دستم رو بردم حوله بردارم که دیدم نیاوردم. از بی‌حواسی خودم خندم گرفت. یکی با کف
دست به پیشونیم زدم.
خدا رو شکر دخترها اومده بودند.
– دخترا؟ دخترا؟
به جز سکوت، فقط صدای قطره‌های آب بود که چکه می‌کرد.
– دخترا؟ حوله‌ی من رو میارید؟
اخم‌هام توی هم رفت. یعنی چی؟
– دخت…
حرفم کامل نشده بود که در حموم باز شد و دستی حوله رو سمتم گرفت.
نچ نچی کردم. حوله رو برداشتم و در رو بستم.
حوله رو دور خودم بستم و غر غر کردم:
– فقط بلدین اذیت کنینا..
لبخندی زدم و از حموم بیرون اومدم. با دیدن اتاق خالی لبخند رو لـ*ـبم ماسید! کسی توی اتاق نبود. همون
جور که کل اتاق رو از نظر می‌گذروندم دیدم. تکه پارچه‌ی سفید حریری جلوی در افتاده، سمتش رفتم
برداشتمش. معلوم بود مال خیلی وقته، موشکوفانه بهش نگاه کردم.
صدای در اومد. نگاهی به در نیم لا شده انداختم. بیشتر باز شد. صدای جیر جیرش بدجور من رو می‌ترسوند.
قلبم محکم می‌کوبید. دستم رو دراز کردم که در رو ببندم. در باصدای بدی به هم کوبیده شد.
با تمام توان جیغ کشیدم.

⭐️ مطالب پیشنهادی برای رمان یتیم خانه مرگ : 

رمان انتهای درد | ~XFateMeHX~ کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان هاویر | دونه انار کاربر انجمن رمان۹۸

رمان وهم الیقین | . MaHta . کاربر انجمن رمان ۹۸

رمان فرشته نجات | bita sadeghi کاربر انجمن رمان ۹۸

 رمان هنری جونز | hanane.h.f.z

رمان پسر تهرونی، دختر کرمونی | خانم طلا

 

⭐️ نظر شما در مورد دانلود رمان یتیم خانه مرگ چیست؟

نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

⭐️برای عضویت در انجمن رمان ۹۸ کلیک کنید.⭐️

در صورت نیاز رمز فایل: roman98.com


مارا در اینستاگرام دنبال کنید

  • اشتراک گذاری
خلاصه اثر

یه روزی چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی می‌کنند؛ متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی واسشون میافته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاق‌ها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه‌ی بازدید و تحقیق درباره‌ی یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا می‌پیوندن. بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمی‌تونید بکنید!

مشخصات اثر
  • نام اثر
    یتیم خانه مرگ
  • نویسنده
    نرگس زنده بودی
  • ژانر
    ترسناک
  • طراح کاور
    Empire
  • ویراستار
    ! shima !
  • تعداد صفحات
    112
  • منبع تایپ
    انجمن رمان 98
لینک های دانلود
کامنت های این محصول
  • saghar
    چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۲۱:۲۲

    عالی بود
    خسته نباشید^^

  • The unborn
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۱

    عالیه..
    با آرزوی موفقیت برای نویسنده‌ی عزیز

  • فاطمه قاسمی
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۵:۵۴

    بسیار زیبا خسته نباشید:)

  • فاطمه قاسمی
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۶:۱۷

    بسیار عالی خسته نباشید:)

  • تینا
    جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۹:۳۷

    سلام، چطور میتونم رمان بنویسم؟

    • ~Roya~ مدیر سایت
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۹:۴۲

      سلام وقتتون بخیر، با عضویت در انجمن و ارتباط با مدیر مربوطه و تعیین ناظر میتونید رمانتون رو بنویسید.
      برای عضویت در انجمن، کلیک کنید!

  • tamana
    جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۹:۳۹

    سلام، چرا نمیتونم عضو سایت بشم؟

    • ~Roya~ مدیر سایت
      جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۹:۴۳

      سلام
      مشکلتون چیه؟
      از طریق این لینک : عضویت در انجمن، کلیک کنید!
      اطلاعات خواسته شده رو وارد کنید تا عضوییتون تکمیل بشه ♥️

  • ASaLi_Nh8ay
    یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۵:۴۷

    رمان زیبایی بود.
    موفق باشید.

  • نازبانو
    پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۷

    خسته نباشید نویسنده عزیز
    قلمتون مانا

    • KosAr MosaVi
      شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۲۱:۴۵

      خیلی عالی

  • bi nhayat. 83
    سه شنبه ۱ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۰۹

    خسته نباشید. عالی بود

  • Melika
    چهارشنبه ۹ تیر ۱۴۰۰ | ۱۱:۴۳

    عالی خداقوت🌸

تبلیغات
پارسکدرز اولین بازار کار آنلاین ایران
ورود کاربران

تارنمای رمان 98 طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود.
انجمن رمان ۹۸ محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی و خدمت به ایران عزیز می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
  • آینازسلام نویسنده عزیز خسته نباشید رمانتون رو خوندم اما بسیار کوتاه بود در حدی که شای...
  • فاطمه قاسمیمرسی عزیزجان ممنون:)...
  • Artiخیلی زیبا!نویسنده جان قلمت پایدار!...
  • فاطمه قاسمیسلامت باشی زهراجانم! لطفت داری ممنون :)...
  • فاطمه قاسمیمرسی کوثرجان ممنون که وقت گذاشتی نظر لطفته :)...
  • فاطمه قاسمیمتشکرم مرسی :)...
  • *Z.A.H.R.A*خسته نباشی خوشگل خانم😘 رمان زیبایی بود، لذت برم از خوندنش ان‌شاءالله کارهای بیشت...
  • mohammad aminفعلا خلاصه شو خوندم بسیار عالی بود... به امید موفقیت های روز افزون شما دوست عزیز...
  • سيده کوثر موسویمن این رمان رو خوندم واقعا عالی هستش خسته نباشی فاطمه جون...
  • فاطمه قاسمیمتشکرم لطف دارید جناب!...
درباره سایت
رمان ۹۸ | دانلود رمان
خانواده‌ی رمان ۹۸، با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی و تقویت قلم عزیزان ایجاد شده است. سایت رمان 98 همواره بروز ترین رمان‌های نویسندگان را در اختیار اقشار مختلف جامعه می‌دهد تا به دلیل علاقه افراد به تکنولوژی امکان خواندن کتاب‌های متنوع را برای همه سنین راحت‌تر کند و سرانه‌ی مطالعه جامعه رارونق بخشد. هم چنین بخش انجمن سایت با هدف کمک و حمایت به افرادخوش ذوق و با استعداد ایجاد گشته تا ضمن نشر آثار در بهبود قلم عزیزان نیز سهمی داشته باشد
آمار سایت
  • 110 نوشته
  • 0 محصول
  • 779 کامنت
  • 15 کاربر
دسترسی سریع
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان ۹۸ | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.