| یکشنبه 17 آذر 1398 | 02:28
رمان 98
دانلود رمان جدید
انجمن رمان 98
محفلی دوستانه برای رشد و ارتقا فرهنگ کتاب خوانی می باشد. برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر رمان ها و نوشته های خودتان به ما بپیوندید! ثبت نام در انجمن رمان 98
دانلود رمان یتیم خانه مرگ ویژه رمان ۹۸

دانلود رمان یتیم خانه مرگ

خلاصه:

 چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی می‌کنند؛ متوجه می‌شن که داره اتفاقات عجیبی واسشون می‌افته.

اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاق‌ها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه‌ی بازدید و تحقیق درباره‌ی یتیم خونه وارد اون‌جا می‌شن و به جمع دخترا می‌پیوندن.

بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمیتونید بکنید!

مقدمه:
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانه‌ای که در گوشه به گوشه‌ی آن بوی مرگ می‌آید.
یلدا، آوا، لیلی و توسکا دخترانی که قربانی این یتیم خونه می‌شوند.
دخترانی که با تک تک سلول‌های بدنشان ترس را تجربه می‌کنند!
یاشا برگشته…

 

بخش‌هایی از رمان:

صدای باز و بسته شدن در اومد. حتماً دخترها بودند.
بعد از اتمام حموم، دستم رو بردم حوله بردارم که دیدم نیاوردم. از بی حواسی خودم خندم گرفت. یکی با کف دست به پیشونیم زدم.
خدا رو شکر دخترها اومده بودند.
-دخترا؟ دخترا؟
به جز سکوت، فقط صدای قطره‌های آب بود که چکه می‌کرد.
-دخترا؟ حوله‌ی من رو میارید؟
اخم‌هام توی هم رفت‌. یعنی چی؟
-دخت…
حرفم کامل نشده بود که در حموم باز شد و دستی حوله رو سمتم گرفت.
نچ نچی کردم‌. حوله رو برداشتم و در رو بستم.
حوله رو دور خودم بستم و غر غر کردم:
-فقط بلدین اذیت کنینا..
لبخندی زدم و از حموم بیرون اومدم. با دیدن اتاق خالی لبخند رو لبم ماسید! کسی توی اتاق نبود. همون جور که کل اتاق رو از نظر می‌گذروندم دیدم‌. تکه پارچه‌ی سفید حریری جلوی در افتاده، سمتش رفتم برداشتمش. معلوم بود مال خیلی وقته، موشکوفانه بهش نگاه کردم.
صدای در اومد. نگاهی به در نیم لا شده انداختم. بیشتر باز شد.صدای جیر جیرش بدجور من رو می‌ترسوند.
قلبم خودش رو تو سینه می‌کوبید. دستم رو دراز کردم که در رو ببندم. در باصدای بدی به هم کوبیده شد.
با تمام توان جیغ کشیدم.
پاهام توان نگه داری وزنم رو نداشت. روی زمین ولو شدم.
نفس نفس می‌زدم.
دخترها هراسون داخل شدند.
لیلی با تعجب گفت:
_چی شده؟!
آوا حرفش رو ادامه داد:
_صدای جیغت اومد!
همون جور به در زل زده بودم.
دخترها وقتی سکوتم رو دیدند؛ زیر بغلم رو گرفتند. به اتاق رفتیم و من رو روی تخت گذاشتند.
توسکا آب دهانش رو خورد و گفت:
_یلدا، نصفه جون شدیم!
آوا که موشکافانه نگاهم می‌کرد؛ چشمش به دستم افتاد و گفت:
_اون چیه توی دستت؟
بعد هم تکه‌ی حریر رو از دستم کشید و همین طور که نگاهش می‌کرد گفت:
_این رو از کجا آوردی؟!
آب دهنم رو با صدا قورت دادم و گفتم:
-کدومتون حوله رو به من دادین؟
نگاهی به هم انداختن و هم‌زمان گفتند:
_حوله؟!
با التماس تو چشاشون نگاه می‌کردم. منتظر بودم یکیشون بگن اینا شوخیه!
توسکا با جدیت به چشم‌هام نگاه کرد و گفت:
_ما تموم مدت پایین بودیم. اصلاً بالا نیومدیم که بخوایم به تو حوله بدیم!

 

 

دانلود دیگر رمان های نویسنده رمان یتیم خانه مرگ:

 رمان استامینوفن|نرگس زنده بودی کاربر انجمن رمان98

رمان قول میدم نشم دلیل اشکات|نرگس زنده بودی کاربر انجمن رمان98

دانلود رمان بمیر ویژه رمان ۹۸

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رمان یتیم خانه مرگ
  • نوع کتاب: رمان
  • ژانر: ترسناک
  • نویسنده: نرگس زنده بودی کاربر انجمن رمان 98
  • ویراستار: Es_shima
  • منبع تایپ: انجمن رمان 98
لینک های دانلود
https://roman98.com/?p=5959
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات
محل تبلیغات شما
تمامی رمان های این سایت متعلق به رمان 98 می باشد و هر گونه کپی برداری از آن‌ها شرعا حرام است و پیگرد قانون دارد.
آخرین نظرات
  • rastisasan : عالیه ممنون بابت رومان های خوبتون...
  • نرگس لطفی : فوق العاده بود.خیلی مهیج و جالب دست گل نویسندش درد نکنه.قلمش مانا باشه ان شاالله...
  • Es_Shima : چون pdf بهترین فرمت برای کتاب خوندنه و این رمان اختصاصی انجمن ما نیست. دوست عزیز...
  • nilooooo : رمان واقعا عالیه!...
  • nazi jooon : خیلی خیلی عالی بود داستان پردازی جالبی داشت مشخص بود روی ایده ها فکر شده! من که...
  • ناشناس : سلام با عرض پوزش ولی اصلا جالب نبود خیلی بچگانه بود و سرسری از داستان گذشته اتفا...
  • shakib_mo : سلام چرا فقط پی دی اف؟ من میخوام نسخهapkش روبخونم، چرانیست؟...
  • Es_Shima : رمان کامل شده و لینک دانلود قرار داده شده دوست عزیز...
  • Aram : در حال تایپه یا کامل شده؟ چرا لینک دانلود نداره؟...
  • هما پور : عالیه ممنون از مدیر عزیز...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان 98 " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.